و عبارت عطف بر « فيه » مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
132 - روش سوم در نحوهء پياده كردن صحّت حمل و عدم صحّت حمل و صحّت سلب و عدم صحّت سلب چگونه بوده و نتيجه اين حمل چيست ؟ ( 3 - نجعل . . . لذلك المصداق )
ج : مىفرمايد : روش سوم آن است كه در قضيهاى كه تشكيل مىدهيم ، موضوع آن را يكى از مصاديق معنايى قرار مىدهيم كه شكّ داريم لفظ براى اين معنا وضع شده نه آنكه خود اين معنا را موضوع قرار دهيم . مثلا نمىدانيم كه لفظ « انسان » براى « متعجّب » وضع شده يا نه ؟ در اينجا خود « متعجّب » را موضوع قرار نمىدهيم بلكه يكى از مصاديق او را مثلا « زيد » را موضوع قرار مىدهيم و مىگوئيم : « زيد انسان » البته اينگونه حمل فقط منحصر در حمل شايع صناعى خواهد بود . « 1 » حال اگر حمل صحيح باشد از اين حمل فقط وضعيت مصداق روشن مىشود . يعنى « زيد » يكى از مصاديق حقيقى معنايى است كه لفظ انسان براى آن وضع شده است . « 2 » حال چه اينكه معنايى « متعجّب » همان معنايى باشد كه لفظ انسان براى آن وضع شده باشد يعنى موضوع له لفظ انسان عبارت از « متعجّب » بوده يا نه ، بلكه معناى انسان ، معناى ديگرى است كه با معناى متعجّب از حيث مصداقى و وجودى يكى هستند . « 3 » هر دو مورد محتمل است . چنانچه از اين حمل شايع صناعى ، وضعيت
هامش
( 1 ) - زيرا حمل براساس مصداق خارجى است و نه حمل مفهومى .
( 2 ) - مثلا اگر لفظ « انسان » وضع شده براى حيوان ناطق باشد زيد هم يكى از مصاديق اين معنا خواهد بود چنانچه عمر و بكر و غيره از مصاديق آن هستند .
( 3 ) - مثلا معناى انسان ممكن است ناطق يا ضاحك باشد كه مصداق ناطق يا ضاحك همان