تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
براى فرد جاهل بوده كه علم پيدا كند بر اينكه لفظ اسد براى حيوان مفترس و لفظ « الماء » براى جسم روان سرد بالطّبع يعنى آب ، وضع شده است . بنابراين مىتوان گفت در نزد ناآگاه و جاهل به لغت ، تبادرى حاصل نمىشود . بلكه در چنين موردى در واقع او شاهد بر تبادرى است كه نزد اهل لغت حاصل مىشود و علم اجمالى ارتكازى او به معناى لفظ از تبادر حاصل نزد اهل لغت تبديل به علم تفصيلى مىشود . 127 - جواب اشكال دور در تبادر نسبت به فرد جاهل و ناآگاه به وضع چيست ؟ ( و عليه . . . علم غيره ) ج : مىفرمايد : همان‌طور كه توضيح داده شد ؛ براى فرد جاهل و ناآگاه به وضع اصلا تبادرى حاصل نمىشود . بلكه تبادر ، در نزد اهل لغت حاصل مىشود و او از مشاهدهء تبادر در نزد آنان است كه علم تفصيلى به وضع پيدا مىكند . بنابراين حتّى در نظر ابتدايى هم دورى نيست تا نياز به جواب داشته باشد . زيرا تبادر در نزد اهل لغت متوقّف بر علم آنان به وضع بوده و نه علم اجمالى ارتكازى فرد جاهل ، و علم تفصيلى جاهل به وضع است كه متوقّف بر تبادر در نزد اهل لغت مىباشد . خلاصه آنكه ، علم تفصيلى جاهل ، متوقّف بر تبادر نزد اهل محاوره و لغت بوده ولى تبادر معنا از لفظ در نزد اهل محاوره و لغت متوقّف بر علم خودشان به وضع مىباشد و نه متوقّف بر علم اجمالى ارتكازى حاصل تا دور پيش بيايد .