مثل حيوان درنده و رجل شجاع ، ولى وقتى لفظ « اسد » بدون قرينه استعمال مىشود اولين معنايى كه از ميان اين دو معنا يا معانى ديگر به ذهن شنونده سبقت مىگيرد معناى حيوان مفترس مىباشد . و اين معنا يعنى استناد معنا به خود لفظ و نه به كمك قرينه ، مراد كسانى است كه مىگويند تبادر ، علامت حقيقت است .
123 - اشكال دور كه بر تبادر شده به چه معنا و چگونه است ؟ ( و قد يعترض . . . من العلم بالوضع )
ج : مىفرمايد : اعتراض و اشكال شده ؛ تبادر و پيشى گرفتن يك معنا به ذهن از ميان ساير معانى نسبت به يك لفظ بدون سبب نمىتواند باشد و اين سبب نيز چيزى به غير از آگاهى داشتن و علم به وضع لفظ و موضوع له آن نيست . زيرا روشن است كه اين انسباق در هر لغتى براى كسى كه آگاه به معناى لفظ نباشد حاصل نمىشود . و براى آنكه اين تبادر و انسباق حاصل شود بايد آن شخص ، عالم و آگاه به موضوع له لفظ باشد . بنابراين تبادر و انسباق معنا به ذهن متوقّف بر علم به وضع و موضوع له مىباشد و از طرفى اگر بخواهيم با تبادر اثبات معناى حقيقى و موضوع له لفظ كنيم در اين صورت علم به وضع و موضوع له نيز متوقف بر تبادر خواهد بود و اين دور يعنى توقف شىء بر خودش بوده كه باطل است و با وجود چنين اشكالى چگونه تبادر ، علامت حقيقت و موضوع له لفظ بوده درحالىكه فرض آن است كه تبادر خودش متوقف و مستفاد از علم به وضع است .
تبادر متوقّف است بر علم به وضع ، علم به وضع ، متوقّف است بر تبادر .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٩٦