106 - ظهور براى كلام در معناى موضوعلهاش چگونه منعقد مىشود ؟ ( فيكون علم . . .
ارادته قرينة )
ج : مىفرمايد : وقتى براى شنونده علم حاصل شد به اينكه كلام از متكلّم صادر شده است . اين علم شنونده مستلزم علم او به قصد متكلّم به اينكه قصد معناى كلام را داشته تا آن را به شنونده بفهماند بوده و آنوقت كلامش داراى دلالت خواهد بود .
در اين صورت كه كلام متكلم داراى دلالت بوده به اينكه معناى كلام ، مقصود اوست ، آنوقت براى كلام ، ظهورى در معناى موضوع له منعقد مىشود . مثلا كلمهء « اسد » در كلام چنين متكلّمى كه بگويد « جئنى باسد » ظهور در معناى حيوان مفترس خواهد داشت و يا ظهور در معناى غير موضوع له يعنى معناى مجازى كه قرينه دلالت برآن نموده خواهد داشت مثلا لفظ « اسد » در كلام او كه بگويد :
« رايت اسدا يرمى » ظهور در معناى رجل شجاع خواهد داشت .
107 - مصنّف دلالت و معنا را در كتاب المنطق چه تعريف كرده و به چه دليل ؟ ( و لذا نحن . . . قصده )
ج : مىفرمايد : از آنجا كه در دلالت بايد شنونده ، عالم به صدور لفظ شود و اينكه معناى اين لفظ مراد و مقصود متكلّم بوده ، بههمينجهت دلالت را تعريف نموده به اينكه لفظ به گونهاى باشد كه از علم به صدور اين لفظ از متكلّم ، علم به معناى مقصود و مراد متكلّم حاصل شود . و از آنجا كه در دلالت ، معنا و موضوع له لفظ مقصود متكلّم بوده ، به آن معنا گفته شده است . زيرا متكلّم ، قصد كلام را نموده است .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٧٢