معناى موضوع له پيدا كرده مىباشد .
بانّها هى الخ : ضمير در « انّها » و ضمير « هى » به دلالت لفظيّه برمىگردد .
بصدوره من المتكلّم : ضمير در « بصدوره » به لفظ برمىگردد .
بالمعنى المقصود به : ضمير در « به » به لفظ برمىگردد .
و من هنا سمّى المعنى معنى : مشار اليه « هنا » در دلالت ، معنا مقصود متكلّم بوده مىباشد .
من عناه اذا قصده : يعنى كلمهء « معنا » مشتقّ از « عنا ، يعنى ، عناه » بوده و ضمير فاعلى در « عناه » و « قصده » به متكلّم و ضمير مفعولى به معنا برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
105 - بيان مصنّف در تطبيق معناى دلالت الفاظ ( دلالت لفظيّه ) بر دلالت وضعيّه ( دلالت كوبيدن در و صداى زنگ ) چيست ؟ ( و هكذا نقول . . . بوجود قصدىّ )
ج : مىفرمايد : آنچه را در دلالت وضعيه گفتيم كه اساسا دلالت در جايى است كه دو علم حاصل شود ، در دلالت الفاظ نيز همان را بدون هيچ فرقى مىگوئيم . مثلا وقتى كلامى از متكلّم صادر مىشود ، وقتى دلالت بر معنا دارد كه دو علم از آن حاصل و احراز شود .
الف : علم به اينكه متكلّم در كلامش جدّى بوده و قصد شوخى ندارد و از روى اختيار ، التفات و قصد چنين كلامى را به زبان آورده است .
ب : غرضش از صدور چنين كلامى نيز بيان مقصود و فهماندن معناى آن كلام به شنونده مىباشد . بنابراين ، وقتى اين دو مورد احراز شد و شنونده علم به اين دو مورد پيدا نمود آنوقت كلام متكلّم دلالت بر معنا دارد .