89 - دليل مصنّف بر استحسان ذوق و طبعى بودن استعمال مجازى چيست ؟ ( لانّا نجد . . . عند البشر )
مىفرمايد : به دو دليل 1 - ما به دليل وجدان و عينى مىيابيم اگر لفظى در يك معنايى مثلا لفظ اسد در رجل شجاع استعمال شود و عرف آن را پسنديده و مطابق ذوق بداند ، چنين استعمالى صحيح بوده هرچند واضع ، چنين اجازهاى را ندهد . و به عكس آن نيز مىبينيم اگر لفظى در يك معنايى مثلا لفظ اسد در مردى كه دهانى متعفّن داشته استعمال شود چون عرف آن را نپسنديده و مطابق ذوق نمىداند ، چنين استعمالى صحيح نيست هرچند واضع ، اجازهء چنين استعمالى را داده باشد .
بنابراين ، وقتى اجازه و عدم اجازهء واضع دخالتى در صحّت استعمال لفظ در معناى مجازى ندارد بلكه پسنديده بودن آن در نزد عرف ملاك صحّت استعمال است روشن مىشود كه صحّت استعمال به دليل وضع نبوده بلكه به دليل طبع و ذوق عرف مىباشد .
2 - دليل دوم ، دليل تأييدى است . و آن اينكه غالبا در تمامى لغات نسبت به استعمالات مجازى مىبينيم با وجود فرهنگها و مليّتهاى مختلف يكسان عمل مىشود . مثلا در همهء ملل و در همهء لغات وقتى مىخواهند فرد شجاع را تشبيه به چيزى بكنند ، تشبيه به اسد كرده و از مرد شجاع با لفظى در لغتشان تعبير مىكنند كه وضع شده براى اسد . مثلا در زبان فارسى گفته مىشود : فلانى مثل شير است .
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٥١