تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
و ابو طالب كنيه‌اش بوده ، گرچه به آن مشهور شده ، و مانند : ابو القاسم ابو الحسن ، ابو تراب ، ابو الفضل ، امّ كلثوم ، كه ابتداء براى اطفالى وضع نمايند ، اسمشان مىشود ، و آنچه از اين قبيل در مرتبه دوم وضع كنند كنية است .

( اسم جنس )

اسمى است كه براى معنى كلّىّ وضع شده باشد ، و آن معنى داراى افراد بيشمار است مانند : انسان ، رجل ، مرئة ، اسد ، حمار ، فرس ، بقر ، غنم ، شجر ، حجر ، اسود ، ابيض ، ضرب ، نصر ، حمد ، و بعضى از اسماء اجناس شامل بعضى ديگر است ، مانند : حيوان كه شامل انسان ، بقر ، غنم ، اسد و كلب است ، و انسان كه شامل رجل ، مرأة و طفل است ، و فاكهة كه شامل عنب ، بطّيخ ، تفّاح و سفرجل است .

( علم جنس )

بعضى از اسماء در معنى اسم جنس است و شامل افراد بيشمار مىباشد ، لكن در احكام لفظىّ با آنها معامله اسم علم مىشود ، آنها را علم جنس گويند ، چنانچه آن قسم كه ذكر شد علم شخص مينامند ، و مقصود از احكام لفطيّة آن است كه الف و لام بر آن داخل نميشود ، اضافة به اسم ديگر نميگردد ، مبتدأ مىشود ، و احكام ديگرى كه در علم هست ، و در اسم جنس نيست ، براى آنها هست ، مانند : اسامة و ابو الحارث كه علم است براى " اسد : شير " و ذؤالة و ابو جعدة كه علم است براى " ذئب : گرگ " و امّ عريط كه علم است براى " عقرب : كردم " و امّ عامر كه علم است براى " ضبع : كفتار " و ابو الحصين