تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
ابن عبّاس ، امّ الحسن ، ابوطالب كه دو كلمه با هم مركب شده ، و كلمه اول به دوم اضافة گرديده ، و براى فردى وضع نموده‌اند . مركّب مزجىّ ، مانند : كردستان ، على اكبر ، بعلبكّ ، خداداد ، سيبويه ، كرمانشاه ، بزرگمهر ، حسنعلىّ كه دو كلمه را با هم مزج كرده‌اند ، و براى فردى وضع شده و كلمه اول به دوم اضافة نشده . مركّب اسنادىّ ، مانند : تابطّ شرّا ، جاد الحقّ ، شاب قرناها كه مثال اول و دوم علم است براى دو مرد ، و سوم علم است براى زنى ، و مثال اول فعل و فاعل و مفعول است ، و مثال دوم و سوم فعل و فاعل است . و اسم علم از جنبه وضع يا مرتجل است يا منقول : مرتجل : اسمى است كه سابقه غيرعلميّت نداشته ، بلكه در اول دفعه واضع لفظى را اختراع كرده و نام‌گذارى نموده ، مانند : سعاد كه اسم زنى است ، و ادد كه اسم مردى است ، و مرتجل گويند چون مرتجل در لغت ، كلامى است كه متكلّم قبلا درباره‌اش فكر نكرده باشد ، و اين علم را مرتجل گويند چون قبلا در فكر و ذهن كسى نبوده . منقول : اسمى است كه در اصل اسم جنس بوده ، سپس براى فردى وضع شده ، و بيشتر اعلام از اين قبيل است ، مانند : زيد ، زياد ، فضل ، علاء ، رضا كه در اصل مصدر است ، و حارث ، فاضل ، احمد ، علىّ ، كريم كه در اصل اسم مشتقّ است ، و اسد ، حنظلة ، نعمان ، صخر ، كلب كه در اصل اسم جامد است ، و منقول گويند زيرا لفظ از معنائى به معنى ديگرى نقل شده است .