تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
و بعضى گفته‌اند قسم ديگرى هست كه در اصطلاح " علم بالغلبة " گويند ، و آن اسمى است كه وضع نشده ، بلكه بعنوان صفت بر مسمّى گفته مىشود ، سپس در اثر كثرت استعمال نامش ميگردد ، مانند : " ابن عبّاس " و او پسر عموى پيغمبر " صلّى اللّه عليه و آله " بوده ، نامش عبد اللّه است ، او را ابن عبّاس ميگفتند چون پسر عبّاس بود ، نه آنكه اين كلمه برايش نام‌گذارى شده باشد ، ولى در اثر كثرت استعمال نام او شده ، هرگاه گفته شود او را شنونده مىفهمد ، نه پسران ديگر عبّاس را ، و مانند " مدينة " نام اصليش " يثرب " است ، ولى مردم پس از تشريف فرمائى پيغمبر " صلّى اللّه عليه و آله " آن شهر را " مدينة الرّسول " گفتند تا نامش شد ، و مضاف اليه را به تدريج حذف كردند ، و اين قسم را " علم بالغلبة " گويند زيرا غلبة و كثرت استعمال لفظ را علم كرده نه وضع ، و اين قسم از جهت وضع قسم ديگرى است ، ولى از جهت معنى داخل قسم دوم است ، پس گفته مىشود : اسم علم يا وضع دارد ، يا به كثرت و غلبه استعمال علم شده ، و باز گفته مىشود : اسم علم يا سابقه معنى جنسى داشته يا نداشته . و علم از جنبه دلالت سه قسم است : اسم ، كنية ، لقب ، اسم : علمى است كه براى ذات مسمّى وضع شده ، و بر آن دلالت مينمايد ، مانند : زيد ، عمرو ، خالد ، حسن ، حسين ، اكبر ، كاظم ، سعيد ، مسعود ، كريم ، جميل ، ابوعلىّ ، ابوسعيد ، ام‌ّكلثوم ، بدون آنكه جنبه وصفىّ يا اضافىّ آنها منظور باشد ، و اين اصطلاح خاصّى است چه اسم گفته مىشود در مقابل فعل و حرف ، و به اين اصطلاح اسم
علوم العربية — صفحة 330 | هاشم حسيني تهرانى