تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
به اين معنى تشايخ و تشيّخ نيز استعمال شده ، قال شاعر :
شيئان عجيبان هما ابرد من يخ * شيخ يتصبّى و صبىّ يتشيّخ
ترجمة : دو چيز شگفت‌آور كه از يخ خنك‌تر است - پيرمردى كه مانند بچه شود و بچه‌اى كه مانند پيرمرد گردد . " فرجن زيد الحمار : زيد الاغ را فرجون كشيد " فرجون : پشت خار چهارپايان است كه آن را قشو گويند . " فرعن و تفرعن : سركشى و تبهكارى كرد " از فرعون گرفته شده . " برعم الشّجر و قمعل : درخت بر عوم و قمعول آورد " هردو بمعنى شكوفه است . " ضرغم الرّجل و تضرغم : آن مرد مانند ضرغام بود ، ضرغام : شير است . " هندس ، يهندس ، هندسة : اندازه گرفتن " از هنداسة گرفته شده ، و هنداسة معرّب اندازه است . " سروله فتسرول : سروال پوشانيدش پس پوشيد " سروال : معرّب شروال است كه اكنون شلوار گويند . " يبعثر اللّه الاموات : خدا مردگان را زنده كند و برانگيزاند " گفته‌اند : اين فعل از " بعث : زنده كرد و اثار : برانگيخت " گرفته شده .

( تقسيم چهارم ) [ فعل يا سالم است يا غير سالم ]

فعل يا سالم است يا غير سالم ، آنچه تا حال مذكور شد فعل