شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 453
نعم ربما يكون مما لا بد منه فى ترتيب بعض الآثار ففى استصحاب عدالة زيد لا يحتاج الى احراز حياته لجواز تقليده و ان كان محتاجا اليه فى جواز الاقتداء به او وجوب اكرامه او الانفاق عليه و انما الاشكال كله و در هركجا اركان آن تحقق پيدا كرد بلا اشكال استصحاب جارى است . [ موضوع استصحاب يا مفاد كان تامه و يا ناقصه و اقسام موضوع ] مخفى نماند مستصحب بعض موارد از موضوعات است و بعض موارد مستصحب از احكام است و در جائى كه مستصحب موضوع باشد ممكن است از قبيل مفاد كان تامه يا ليس تامه باشد كه تعبير مىشود از آنها بمحمولات اوليه چون هر شىء ابتداء كه تصور مىشود يا حمل وجود برآن مىشود يا عدم چون محال است ارتفاع نقيضين همچنان كه اجتماع آنها هم محال است . پس بعض موارد محمول در موضوع وجود است و استصحاب آن مىشود مثل استصحاب وجود زيد و بعضى موارد محمول در موضوع عدم است و استصحاب عدم آن مىشود در مثل اين موارد موضوع مستصحب آن ماهيتى است كه مجرد از وجود و عدم مىباشد و وجود يا عدم محمول آن مىباشد مثل آنكه گفته شود اين ماهيت موجود بود و شك در وجود آن بقاء وجود است يا آنكه اين ماهيت معدوم بود شك در معدوم بودن آن شود و استصحاب در اين موارد معقول نيست كه گفته شود لازم است بقاء موضوع در خارج چون اگر موضوع در خارج محقق شود شك برداشته و مبدل بيقين مىشود و بعضى موارد محمول در قضيتين از قبيل مفاد و معناى كان ناقصه و يا ليس ناقصه مىباشد كه تعبير مىشود بمحمولات ثانويه مقابل محمولات اوليه كه گذشت و شامل مىشود محمولات ثالثيه و رابعيه مثلا زيد متحرك حركت بعد از وجود زيد مىباشد و حمل مىشود و همچنين سرعت حركت از محمولات ثالثيه مىباشد و هكذا غيره . قوله : نعم ربما يكون مما لا بد منه الخ بعضى موارد احتياج بموضوع در استصحاب نمىباشد خارجا مثل استصحاب