تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
و قد استدل عليه ايضا بوجهين آخرين الاول الاجماع القطعى على اعتبار الاستصحاب مع الظن بالخلاف على تقدير اعتباره من باب الاخبار و فيه انه لا وجه لدعواه و لو سلم اتفاق الاصحاب على الاعتبار لاحتمال ان يكون ذلك من جهة ظهور دلالة الاخبار عليه .
شرح
قوله ( ع ) لا حتى يتيقن انه قد نام اين قوله امام عليه السّلام بعد از سؤال راوى است كه سؤال كرد از چيزى كه حركت نموده است در جنب آن و علم به آن ندارد جواب امام عليه السّلام باطلاقه دال است بر اينكه مادامىكه يقين بنقض يقين سابق ندارد بايد عمل به حكم سابق بنمايد مكلف با اينكه امام ( ع ) ترك استفصال نموده است يعنى امام سؤال نفرمودند كه آيا ظن بنقض يقين سابق دارد يا نه و مطلقا فرمودند دست از يقين سابق برندارد چه اماره دلالت بر ظن نقض سابق باشد يا نباشد مراد از اماره قول راويست و آن حركت فى جنبه شىء و غيره چون بديهى است كه اگر اماره دائما دلالت بر ظن نقض يقين سابق نباشد لا اقل بعضى موارد آن اماره مفيد ظن است بنقض يقين سابق و كلام امام ( ع ) دال بر عموم نفى است چه ظن به خلاف باشد يا نباشد و همچنين دلالت مىكند قول امام عليه السّلام بعد از آن جملات و لا تنقض اليقين بالشك حكم در مغيا مطلقا چه ظن به خلاف باشد يا نباشد نبايد نقض بالشك شود كما لا يخفى . قوله : و قد استدل عليه ايضا الخ استدلال شده است و نسبت آن را بمرحوم شيخ انصارى داده‌اند كه ظن در استصحاب حكم شك را دارد به دو دليل ديگر اول آنكه اجماع قطعى داريم بر اعتبار استصحاب و حجيت آن با ظن بخلاف بر تقدير آنكه حجيت استصحاب من باب اخبار باشد يعنى اجماع قطعى داريم كه اگر با ظن غير معتبره در استصحاب مخالف آن باشد استصحاب حجيت است جواب از اين دليل اول وجهى ندارد براى تمسك باجماع در مورد چون قبلا بيان شد و خود مرحوم شيخ يازده قول در استصحاب بيان نموده
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 448 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى