. . . . . . . . . .
شرح
پيدا كرد كه آن طرف قبله است و لازمهء آن طرف ظن بدخول وقت مىباشد ظن دومى و لو لازمه ظن به جهت قبله مىباشد ولى بااينحال ممكن نيست اثبات وقت را به آن ظن كما لا يخفى .
وجه چهارم كه بعضى اعلام بيان نمودهاند فرق بين امارات و استصحاب آنكه طرق و امارات نظير تعدد موضوع اماره مىباشد كه اگر موضوع متعدد شد قهرا حكم ايضا متعدد است پس مثل اماره اگر اثبات نمود وجود زيد در سفر را مثل آنست كه يك اماره اثبات كند وجود زيد را و ديگرى اثبات كند انبات شعر زيد را و ثالثى اثبات كند امور عاديه زيد را و هكذا .
پس موضوع اماره لازم و ملزوم و ملازم هركدام آنها تعبدى دارند ضمنا پس اماره واحده باعتبار تعدد حكايات آن به منزله امارات متعدده مىباشد كه بعض آنها قائم بر بعض ديگرى مىباشد .
و اما اشكال سابق كه لوازمات كلام حجية آنها بايد بالتفات متكلم باشد و يا از لوازم اخص باشد و بدون اين دو وجه لوازم كلام حجيت ندارد .
جواب آنكه اين معنى در مدلول مطابقى كلام صحيح است نه در لوازم كلام پس بعد از احراز حكايت تصديقيه كلام و لو باصل عقلائى ثابت شود التفات در لوازم لازم نيست و لذا بناء عرف و عقلاء بر آنست كه در محاورات و باب اقرار و غيره اخذ بلوازم كلام متكلم مىكنند چه عقليه و چه عرفيه باشد و لو متكلم التفات به آنها نداشته باشد و بر عليه متكلم حكم مىشود و برفرض لازم باشد التفات در لوازم كلام التفات اجمالى كافى است و لازم نيست التفات تفصيلى متكلم به لوازمات كلام بنا بر اين بيان تعبد به اماره شامل مىشود تمام ملزومات چه عقليه و چه عاديه باشند و اين معنائى كه ذكر نموديم بخلاف استصحاب مىباشد چون تعبد استصحاب بنفس متيقن