. . . . . . . . . .
شرح
اشياء بعنوان اوليه آنها و طهارت ظاهر يد جعل شده است براى اشياء بعنوان مشكوك .
و از احكام وضعيه كه خلاف است كه آيا جعل شرعى دارند يا نه صحت و فساد است در معاملات و غيره كه آيا آنها مجعول شرعى مىباشند مطلقا در عبادات و معاملات يا تفصيل يا آنكه در عبادات صحت و فساد جعل شرعى ندارند منقول از صاحب كفايه تفصيل است به اين معنى كه صحت و فساد در عبادات عبارت است از مطابقه عملى كه در خارج آورده مىشود آن عمل مطابق مأمور به باشد و عدم مطابقه آن عمل مطابق مأمور به - و مطابقه و عدم مطابقه دو امر تكوينى مىباشند ربط بجعل شرعى ندارند بخلاف معاملات به جهت آنكه صحت و فساد در معاملات عبارت است از ترتب اثر در آن معامله مثل تصرف و اكل و شرب آن مبيع و عدم ترتب اثر در آن مثل ربا و امثال آن بنابراين معنى صحت و فساد در معاملات جعل شرعى دارند و در عبادات از امور تكوينيه مىباشند .
و حق آنست كه صحت و فساد جعل شرعى ندارند نه در عبادات و نه در معاملات به جهت آنكه طبيعت كلى متصف به صحت و فساد نمىباشد بلكه صحت و فساد از عوارض فرد خارجى مىباشد .
و لذا گفته مىشود بيع فلانى صحيح است چون داراى شرائط است و يا آن بيع فاسد است چون آن بيع واجد شرائط نيست و اوامر و نواهى روى طبايع مىباشد و نه روى افراد و اين معنى فرقى ندارد بين عبادات و معاملات كه جعل شرعى ندارند .
مخفى نماند صحت و فساد ظاهرى داريم و واقعى صحت و فساد واقعى همان قسم كه بيان شد جعل شرعى ندارند و اما صحت و فساد ظاهرى آنها مجعول شرعى مىباشند مثل حكم به صحت عبادت و يا معامله شرعا در جائى كه تجاوز از محل و يا بعد از فراغ باشد و يا حكم بفساد مثل بعض شكوك در نمازها و غيرها .