و لعله بملاحظة اختلاف زمان الموصوفين و سرايته الى الوصفين لما بين اليقين و المتيقن من نحو من الاتحاد فافهم .
هذا مع وضوح ان قوله فان الشك لا ينقض الخ هى القضية المرتكزة الواردة مورد الاستصحاب فى غير واحد من الاخبار الباب .
شرح
قوله : و لعله بملاحظة اختلاف الخ شايد تعبير امام عليه السّلام كه فرموده است من كان على يقين فاصابه شك فاء فاصاب دال است بر اينكه اول يقين بايد باشد بعد شك در آن يقين كه اگر اين معنى باشد روايت بلا اشكال قاعده يقين را بيان مىكند و قاعده استصحاب لازم نيست كه يقين سابق باشد و شك در آن لا حق بلكه در آن واحد هم هر دو موجود شوند مانعى ندارد كما آنكه گذشت پس اختلاف زمان موصوفين كه متيقن و مشكوك باشد به واسطه آنست كه سرايت كرده است وصف يقين به متيقن و شك به مشكوك كه اينها يك نوعى از اتحاد را دارند فافهم يعنى يقين طريق بمتيقن است و متعارف تعبير مىشود يقين سابق كه مراد - متيقن سابق است و در غالب استصحاب يقين مقدم بر شك است - پس روايت دال بر استصحاب است نه قاعده يقين .
قوله : هذا مع وضوح ان قوله الخ علاوه بر اينهائى كه بيان نموديم قول امام عليه السّلام كه مىفرمايد فان الشك لا ينقض اليقين اين جمله قضيهاى است كه مرتكز در ذهن عقلاء مىباشد مخصوصا كسانى كه وارد به اين استعمالات باشند كه اينطور جمله وارد شده است در بابت حجيت استصحاب نه حجيت قاعده يقين كما آنكه اين معنائى كه بيان شد در غير اين خبر از اخبار ديگر وارد است .
مخفى نماند روايت خصال كه ذكر شد سند آن ضعيف است بنا بر قول بعض