تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
ضرورة بشاعة استعمال الضرر واردة خصوص سبب من اسبابه او خصوص الغير المتدارك منه . و مثله لو اريد ذاك بنحو التقييد فانه و ان لم يكن ببعيد الا انه بلا دلالة عليه غير سديد و ارادة النهى من النفى و ان كان ليس بعزيز الا انه لم يعهد من مثل هذا التركيب .
شرح
قوله ضرورة بشاعة استعمال الخ . اين معنائى كه بيان نموديم كه نفى حقيقة ادعائى باشد اگر غير از اين معنى اراده شود كه يكى از معانى ثلاثه مذكوره قبلى اراده شود زشت و بىمناسبت است كه استعمال شود ضرر و اراده شود خصوص اسباب ضرر كه ذكر نموديم يا اراده شود خصوص ضرر غير متدارك شرعى . مخفى نماند ضررهائى كه در شريعت وارد مىشود بعض از آنها متدارك است و جبران مىشود مثلا اگر بيع غبنى وارد شود جبران ضرر آن به اختيار فسخ بيع است و امثال آنكه در احكام معاملات بيان شده است . قوله و مثله لو اريد ذاك الخ . و مثل بيان سابق است و بىمناسبت است اگر اراده شود از جمله لا ضرر يا وصف ضرر و يا حكم ضرر بنحو تقييد همچنانى كه بيان نموديم در مجاز در حذف و يا مجاز در كلمه هركدام از اين معانى اراده شود اگرچه بعيد نيست و ممكن است اراده شود يا مجاز در حذف و يا مجاز در كلمه الا آنكه بدون دلالت و بدون قرينه بر يكى از آن معانى غير سديد است و غير صحيح است . و اما اراده نهى از نفى يعنى اراده شود از لا ضرر كه نفى است ارادهء نهى شود همچنانى كه بيان نموديم اين معنى اگرچه عزيز نيست و زياد است در آيات و روايات الا آنكه اين معنى معهود و معروف نيست از مثل تركيب لا ضرر و لا ضرار نزد اهل