الضرار بمعنى الضرر جيء به تأكيدا كما يشهد به اطلاق المضار على سمرة و حكى عن النهاية لا فعل الاثنين و ان كان هو الاصل فى باب المفاعلة و لا الجزاء على الضرر لعدم تعاهده من باب المفاعلة و بالجملة لم يثبت له معنى آخر غير الضرر .
شرح
از نقص در نفس انسان يا در طرف انسان مثل دست و پا و اعضاء ديگر كه ناقص بشود يا عرض انسان يا مال انسان تقابل عدم و ملكه است بين ضرر و نفع .
مخفى نماند دو شىء نسبت بين آنها يا متماثلين و يا متخالفين و يا متقابلين است و اقسام تقابل چهار قسم است تقابل تضايف تقابل تضاد تقابل ايجاب و سلب و تقابل عدم و ملكه ، تقابل عدم و ملكه يكى از آنها عدمى و ديگرى وجودى است و عدمى جائى استعمال مىشود كه قابل وجود باشد مثل اعمى و بصير و فقر و غنى و ضرر و نفع و نحو آنها از اين جهت مصنف مىفرمايد نسبت بين ضرر و نفع تقابل عدم و ملكه است
مخفى نماند مقابل ضرر منفعت است نه نفع كه مصنف بيان نموده از اين جهت اگر تاجرى تجارت نمود بدون منفعت و ضرر در اين مورد عدم و ملكه صادق نيست كما آنكه معناى ضرار به معناى ضرر يكى از معانى پنجگانه آن مىباشد كه بعض اعلام ذكر نمودهاند كما آنكه اظهر آنست كه ضرار به معناى ضرر است آورده شده در روايت تأكيد براى اولى همچنان كه اطلاق و استعمال شده است مضار بر سمرة بن جندب و اين معنى حكايت شده است از نهاية ابن اثير نه آنكه ضرار فعل اثنين و دو نفر باشد اگرچه اصل در باب مفاعله بين اثنين مىباشد مثل ضارب زيد عمرا و امثال آن و نه آنكه ضرار به معناى جزاى بر ضرر باشد كه اگر كسى ضررى به شخص ديگرى زد و جزاى آن را دادند اين را ضرار بنامند چون اين معنى معهود نبوده است از باب مفاعله همچنانى كه در معناى اول كه ضرر باشد زياد استعمال شده است مثل قوله تعالىوَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراًو قوله تعالىلا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِهاو ايضا قوله تعالى