. . . . . . . . . .
شرح
نيست مقدمه براى كل باشند چون قبلا در باب مقدمه واجب بيان شد كه وجود مقدمه در خارج با ذى المقدمه دو وجود خارجا بايد باشند نظير سير براى حج و نفس اعمال حج
و اما اجزاء كل عين كل مىباشند خارجا و فقط اعتبارا تعدد وجود دارند نه خارجا و اين معنى را خود مرحوم شيخ هم قائل نيست جهت ديگر هم نسبت بمرحوم شيخ داده شده است به اينكه آوردن به اقل موجب انحلال علم اجمالى مىشود جواب از اين جهت هم آنكه خصوص وجوب نفسى كه مردد است بين متعلق آن اقل يا اكثر باشد اين وجوب نفسى ارتفاع و منحل نمىشود به وجوب جامع بين نفسى و غيرى به جهت آنكه ضرورى است كه انحلال علم اجمالى بعلم تفصيلى از سنخ آن معلوم باجمال بايد باشد نه غير آن چون علم اجمالى اول وجوب نفسى بود بين اقل و اكثر و انحلال آن بوجوب نفسى و وجوب غيرى مقدمى مىباشد و اين صحيح نيست .
و حاصل آنكه وجه برائت كه ما قائليم در اكثر به آنست كه تكليف بمركب منحل مىشود بنفسه به تكليف كل جزء و هريك از اجزاء وجوب نفسى ضمنى دارند آن جزء و آن حصه غير اجزاء ديگر است نظير حمد و سوره و ركوع و غيره و در جائى كه امر دائر است بين اقل يا اكثر تعلق آن امر به اقل معلوم است و متعلق آن به زياده از اقل مشكوك است و از طرف شارع حجتى بر عقاب آن ثابت نشده است پس عقاب بلا بيان است كه جاى برائت همين موارد است و به عبارت اخرى ترك واجب اگر استناد داده شود به ترك اجزاء معلومه عقاب در اين حال بعد تماميت حجت است از طرف شارع بر مكلف و اما ترك اجزاء مشكوكه عقاب برآن عقاب بلا بيان است چون حجت از طرف شارع بر جزئيت آن ثابت نشده است كما لا يخفى .