تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
و كذا لو علم بالملاقات ثم حدث العلم الاجمالى و لكن كان الملاقى خارجا عن محل الابتلاء فى حال حدوثه و صار مبتلى به بعده .
شرح
مىباشد زائد بر معلوم بالاجمال و رجوع باصل مىشود مثلا اگر علم اجمالى پيدا شد به يكى از دو ظرف كبير و يا صغير در روز جمعه و بعد از آن علم به نجاست ظرف كبير يا ظرف ديگرى پيدا شد در روز پنجشنبه علم اول كه جمعه باشد منحل بعلم دوم مىشود يعنى ظرف كبير در علم دوم چون منجز بود به واسطه علم اجمالى اول منجز نمىشود همچنانى كه قبلا مثل آن گذشت پس ظرف صغير خارج مىشود از علم اجمالى و حال ملاقات لباس حال ظرف صغير دارد كه خارج مىشود از علم اجمالى كما لا يخفى . قوله و كذا لو علم بالملاقات ثم حدث الخ . قسم سوم اطراف علم اجمالى در جائى است كه اولا علم بملاقات يكى از افراد حاصل شود بعد از ملاقات علم اجمالى حاصل شود يكى از آنها نجس بود است و لكن حين حدوث علم اجمالى يكى از اطراف علم اجمالى خارج شود از محل ابتلاء مكلف و بعد از خارج شدن مورد ابتلاء مكلف شود كه در اين حال لازم است احتياط از يك فرد مانده علم اجمالى و فرد سومى كه ملاقات يكى از اطراف را نموده است و آن فردى كه طرف علم اجمالى بود و لو بعدا محل ابتلاء مكلف مىشود ولى چون قبلا از محل ابتلاء خارج شده بود علم اجمالى از آن فرد بر طرف مىشود و اصل در آن جارى مىشود بخلاف افراد ديگر و لازم است اجتناب از فرد باقى مانده علم اجمالى و فردى كه ملاقى بالكسر مىباشد . مخفى نماند عدم جريان اصل در فردى كه خارج شده است از محل ابتلاء در جائى است كه اثر فعلى نداشته باشد و اگر اثر فعلى دارد مثل آنكه لباس نجسى را به آبى شستند و در حين شستن مكلف غافل بود از طهارت و نجاست آن و بعد از آن آب مفقود شد در اين مورد بلا اشكال اصالة الطهارة در آن آب مفقود جارى