تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
و منه ظهر انه لا مجال لتوهم ان قضية تنجز الاجتناب عن المعلوم هو الاجتناب عنه ايضا ضرورة ان العلم به انما يوجب تنجز الاجتناب عنه لا تنجز الاجتناب عن فرد آخر لم يعلم حدوثه و ان احتمل .
شرح
مىشود به يكى از نجاسات لازم است علم بملاقات و علم به آنكه ملاقات نجس را نموده است و در مورد علم بملاقات حاصل است ولى علم بنجس معلوم نيست پس شك در نجاست است و مورد با استصحاب طهارت و يا قاعده طهارت مىباشد .

[ وجوه ثلاثه در سرايت نجس بمتنجس و حق در آن ]

قوله : و منه ظهر انه لا مجال الخ اشكال شده است در مورد به اينكه شىء سوم لازم است اجتناب از آن مثل اطراف شبهه محصوره كه لازم است اجتناب به جهت آنكه بعد از ملاقات شىء سوم علم اجمالى ديگرى حاصل مىشود كه لازم است اجتناب از اطراف آنكه يكى از اطراف آن شىء سوم مىباشد و جهت ديگر آنكه نجاستى كه در يكى از اطراف شبهه محصوره مىباشد به واسطه ملاقات يكى از اطراف توسعه پيدا كرد و مثل آنست كه يكى از دو طرف را دو قسمت كنند از اين جهت لازم است اجتناب از شىء سوم كه ملاقات يكى از اطراف را نموده و اين قول را نسبت بابن زهره رحمة اللّه عليه داده‌اند . مخفى نماند شىء كه متنجس مىشود به واسطه نجس سه وجه در آن گفته شده . اول آنكه متنجس به نجاست آن حكم مستقلى است كه شارع مقدس جعل نموده در حين ملاقات مثل جعل نجاست كلب و خنزير و غيره . دوم آنكه سرايت نجس بمتنجس است كما آنكه عرف و كلمات فقهاء ظهور در آن دارد و حاصل آنكه نجاست متنجس در طول نجس است نه در عرض آن نظير سبب و مسبب . سوم آنكه توسعه در نجاست است و آنكه ملاقات با نجس توسعه آن مىباشد و مفصل احكام آنها در فقه است .
شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 141 | محمدحسين نجفى دولت آبادى اصفهانى