و اخرى يجب الاجتناب عما لاقاه دونه فيما لو علم اجمالا نجاسته او نجاسة شىء آخر ثم حدث العلم الملاقاة و العلم بنجاسة الملاقى او ذاك الشّيء ايضا فان حال الملاقى فى هذه الصورة بعينها حال ما لاقاه فى الصورة السابقة فى عدم كونه طرفا للعلم الاجمالى و انه فرد آخر على تقدير نجاسته واقعا غير معلوم النجاسة اصلا لا اجمالا و لا تفصيلا .
شرح
جواب آنكه گذشت و اينكه در اطراف شبهه محصوره به واسطه تعارض اصول در تمام اطراف ساقط مىشوند آنها و اما شىء سوم چون معارضى ندارد از اين جهت استصحاب طهارت يا قاعده طهارت محكم است و لازم نيست اجتناب از آن و از اين جهت مصنف مىفرمايد ضرورى است كه علم به نجسى كه در يكى از انائين مىباشد موجب تنجيز اطراف خود مىباشد نه تنجيز از فرد آخرى كه علم بحدوث آن نداريم و لو احتمال نجاست داده مىشود كما لا يخفى .
قوله : و اخرى يجب الاجتناب عما لاقاه الخ .
كلام سابق در جائى بود كه اول علم اجمالى در شبهه محصوره به نجاست يكى از آنها حاصل بود و بعدا ملاقات حاصل شد اين قسم دوم آنست كه دو علم اجمالى در افراد مىباشد در اين مورد مصنف مىفرمايد واجب است اجتناب از آن فردى كه ملاقات با نجس كرده است بدون آن فرد ملاقاى بالفتح و آن فردى است كه در اطراف علم اجمالى مىباشد در جائى كه علم اجمالى پيدا شود به نجاست شىء يا نجاست شىء آخر اين يك علم اجمالى بعد از علم اجمالى اول علم بملاقات پيدا شود و علم ديگر به نجاست ملاقى كه فرد سوم مىباشد يا آن شىء مىباشد مثال آن علم پيدا شد براى مكلف در روز شنبه به نجاست لباس يا ظرف كبير بعد از آن در روز يكشنبه علم پيدا كرد به نجاست يكى از دو ظرف كه يكى از آن ظرفها همان ظرف كبير است و ديگرى ظرف صغير اين علم دومى در روز يكشنبه علم پيدا كرد بملاقات نمودن آن لباس