شرح فارسى كفاية الاصول مرحوم آخوند خراسانى — صفحة 140
و منه ينقدح الحال فى مسئلة ملاقات شىء مع احد اطراف النجس المعلوم بالاجمال و انه تارة يجب الاجتناب عن دون ملاقيه فيما كانت الملاقاة بعد العلم اجمالا بالنجس بينها فانه اذا اجتنب عنه و طرفه اجتنب عن النجس فى البين قطعا و لو لم يجتنب عما يلاقيه فانه على تقدير نجاسته لنجاسته كان فردا آخر من النجس قد شك فى وجوده كشيء آخر شك فى نجاسته بسبب آخر . [ اقسام ملاقى شبهه محصوره قبل از علم و بعد از علم ] قوله و منه ينقدح الحال الخ از بيان ما ظاهر مىشود حال در مسئله ملاقات شىء با يكى از اطراف نجس معلوم بالاجمال در شبهه محصوره و آنكه بعض موارد لازم است اجتناب از اطراف شبهه محصوره بدون فرد سومى كه ملاقات نموده است يكى از آن افراد را بعد از علم اجمالى به نجاست يكى از آنها . مخفى نماند مسئله ملاقات اقسامى دارد قسم اول آنكه علم اجمالى حاصل است در اطراف شبهه محصوره و ملاقات فرد سوم بعد از علم اجمالى مىباشد . در اين مورد مصنف مىفرمايد فرد ديگرى كه ملاقات آن يكى از افراد را بعد از علم اجمالى مىباشد لازم نيست اجتناب از آن بلكه زمانى كه مكلف اجتناب كرد از آن فرد شبهه محصوره و طرف ديگرش كه فرد آخر باشد اجتناب كرده است از نجسى كه در بين واقعا بود قطعا و لو اجتناب از فرد سومى كه ملاقات نموده است ننمايد به جهت آنكه فرد ديگرى ملاقات كرده است بنا بر تقدير آنكه ملاقات نجسى را نموده باشد آن فرد سوم آخرى مىباشد از نجس كه در اين حال شك در نجاست آن مىباشد مثل شىء آخرى مىباشد كه شك در نجاست آن باشد بسبب ديگرى و هر موردى كه شك در نجاست شود چه اين مورد باشد و چه مورد ديگر استصحاب طهارت يا قاعده طهارت است كما لا يخفى . وجه ديگرى براى عدم اجتناب از شىء سوم آنكه در هر شىء كه متنجس