تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤

هجوم حبشه به كعبه

ابرهه در صنعاء كنيسه‌اى بنا كرد به نام قليس كه مانند آن ديده نشده بود . از نجاشى و قيصر خواسته بود تا براى او صنعتگران و مرمر و فسيفساء [ 1 ] بفرستند و گفت : من همچنان در كار خود درايستاده‌ام تا آنگاه كه عرب را وادارم به جاى كعبه اينجا به حج آيد . اين خبر را به عرب رسانيدند ، بزرگان عرب خشمگين شدند و مردى از بنى فقيم يا بنى مالك را روانه داشتند تا به قليس داخل شده و در آن جا نشسته بر زمينش پليدى كند . اين خبر به ابرهه بردند و گفتند كه اين كار از سوى مردم همان خانه‌اى است كه عرب بر آن حج مىكند . ابرهه سوگند خورد كه برود و آن خانه را ويران كند . پس ابرهه داعيان فرستاد و مردم را به حج قليس دعوت كرد . ولى در سرزمين كنانه بر داعى او ، تيرى زدند و او را كشتند . ابرهه آهنگ جنگ و ويران ساختن كعبه نمود . با حبشيان بيرون آمد . فيلى نيز به همراه داشت . در راه به دو نفر حميرى رسيد ، با او نبرد كرد او را بشكست و اسير نمود ولى از كشتنش چشم پوشيد كه راهنماى او در زمين عرب باشد . ابن اسحق گويد : چون ابرهه به طائف رسيد ، مسعود بن معتب با مردانى از ثقيف بنزد او آمدند و اظهار طاعت كردند و ابو رغال را با او فرستادند تا دليل راهشان باشد . ابو رغال در مغمس جائى ميان مكه و طائف بمرد . و عرب از آن پس هر گاه بر گور او گذرد ، سنگسارش كند . جرير گويد :
اذا مات الفرزدق فارجموه * كما ترمون قبر ابى رغال
ابرهه جماعتى از حبشيان را به مكه فرستاد و آنجا را به تاراج داد و در آن ميان دويست شتر از آن عبد المطلب بود . او در آن زمان سيد قريش بود . مردم مكه نخست قصد قتال با او
هامش
[ ( 1 ) ] فسيفساء : قطعات كوچك از مرمر و جز آن كه به يك ديگر تركيب شوند و محوطه خانه‌ها را از درون زينت دهند .