و عمرو نيز بعد از او هلاك شد سپس برادر پدرىاش عبد كلال بن مثوب به پادشاهى رسيد .
در ايام او شاپور شانههاى عرب را از جاى درآورد . بعد از او تبع بن حسان آمد او كسى است كه برادرزادهاش حارث بن عمرو الكندى را به سرزمين بنى معد بن عدنان به حجاز فرستاد و بر آنان استيلا يافت . پس از او مرثد بن عبد كلال و پس از او پسرش وليعه پادشاهى يافت .
بسيارى بر او خروج كردند و ابرهة بن صباح بر تهامه يمن غلبه يافت . و در ظفار از تبايعه در زمان او حسان بن عمرو بن ابى كرب بود ، پس از او دوشناتر بر ظفار دست يافت و چنان كه گفتيم ذو نواس او را بكشت . اين است ترتيب ابن سعيد در ذكر پادشاهان يمن . مسعودى مىگويد : چون ملكيكرب [ 1 ] بن تبع معروف به اقرن كه قوم خود را به خراسان و سغد و چين گسيل داشت ، به هلاكت رسيد ، حسان بن تبع به پادشاهى رسيد . مدت پادشاهى او بيست و پنج سال بود ، آنگاه تبع ابو كرب پادشاه شد به يثرب لشكر كشيد و او همان كسى است كه نخست قصد ويران ساختن كعبه را داشت ، سپس فرمود تا بر آن جامه پوشانيدند .
زيرا آن دو تن از حبرهاى يهودى او را از آن كار باز داشتند ، او كيش يهود اختيار كرد . مدت پادشاهىاش صد سال بود . پس از او عمرو بن تبع ابو كرب پادشاه شد ، او را از پادشاهى خلع كردند و مرثد بن كلال را به جاى او نشاندند . و مدت چهل سال يمن سراسر آشوب بود . پس از او وليعة بن مرثد سى و نه سال پادشاهى كرد و پس از او ابرهة بن صباح بن وليعة بن مرثد كه او را شيبة الحمد مىگفتند نود و سه سال پادشاهى كرد . او را سير و داستانهاست .
پس از او عمرو بن قيفان نوزده سال حكومت كرد و پس از او لخيتعه ذو شناتر و پس از او ذو نواس آمد .
اما ابن الكلبى و طبرى و ابن حزم معتقدند كه تبع اسعد ابو كرب پسر ملكيكرب بن زيد الاقرن بن عمرو بن ذى الاذعار بن ابرهه ذى المنار الرائش بن قيس بن صيفى بن سباء الاصغر است . سهيلى مىگويد در اين ميان نامهاى بسيارى افتاده است . ابن كلبى و ابن حزم گويند :
از ملوك تبابعه است افريقس بن صيفى و از ايشان است شمر يرعش بن ياسر ينعم بن عمرو ذى الاذعار و از ايشان است بلقيس دختر يشرح بن ذى جدن بن اليشرح بن الحارث الرائش بن قيس بن صيفى . سپس ابن حزم بعد از ذكر اينان گويد : اينان از تبابعهاند و در انسابشان اختلاف و تخليط و تقدم و تأخير و نقصان و زياده است . و كتابهائى كه در باب تبابعه و انساب آنها نوشته شده به سبب اختلاف راويان با يك ديگر ، جز اندكى از حليهء صواب عارىاند .
طبرى مىگويد : ملوك يمن را نظامى نبوده است . يكى از رؤساىشان بر مخلاف ( كوره ، رستاق ، استان ) خود پادشاه مىشد و قلمروش از آن تجاوز نمىكرد . اگرچه بعضى هم از مخلاف خود اندكى فراتر رفتهاند ولى نه او از پدر چيزى به ارث برده ، نه پسرش از او ارث مىبرد . مثل
هامش
[ ( 1 ) ] كلكيكر .