مىرسد . سهيلى گويد : بيرون شدن عمرو بن مزيقيا از يمن به ازد در زمان حسان تبع واقع شد و اين غلطى است از سهيلى . زيرا ابو كرب پدرش به هنگام يارى ساختن اوس و خزرج عليه يهود به مدينه رفت . و او از غسان بود و نسبش به مزيقيا مىرسيد . بنابر اين كسى كه اوس و خزرج عليه يهود از او يارى طلبيدند از ملوك غسان بود . و ما در اخبار آنها ياد خواهيم كرد .
ابن اسحاق گويد : چون حسان بن تبع بن تبان اسعد به پادشاهى رسيد مردم يمن را به جنگ گسيل داشت مىخواست مانند تبابعه سرزمينهاى عرب و عجم را با آنان درنوردد اما حمير و قبايل يمن اين اقدام را ناخوش داشتند و مىخواستند به ديار خود بازگردند . پس با برادر او عمرو كه با لشكر بود گفتگو كردند و گفتند برادرت را بكش تا ترا به پادشاهى برداريم و ما را به سرزمين خود بازگردان . او بپذيرفت . ذو رعين مخالفت كرد و عمرو را از اين كار بازداشت ولى عمرو بر عزم خود بود . ذو رعين اين دو بيت در صفحهاى نوشت و به او سپرد :
الا من يشترى سهرا بنوم * سعيد من يبيت قرير عين
فاما حمير غدرت و خانت * فمعذرة الا لاه لذى رعين
پس عمرو برادر خود را در ميدانگاه لخم در رحبهء مالك به قتل آورد و حمير را به يمن باز گردانيد ولى خواب از ديدگانش رخت بربست ، چنان كه به رنج افتاد و از پزشكان و كاهنان و عراف مدد گرفت . گفتند هر كس برادر خود را بكشد خواب از ديدگانش مىرود . عمرو كسانى كه او را به كشتن برادر اشارت كرده بودند بكشت ولى سودى نبخشيد ، عمرو آهنگ ذو رعين كرد . ذو رعين شعر خود را به ياد او آورد كه بايد معذرت خواهد تا نجات يابد .
اين عمرو را موثبان مىخواندند . طبرى گويد از اين رو كه بر برادر خود حملهور شده بود ( وثب :
جست ، حمله كرد ) و ابن قتيبه گويد : ازين رو كه كمتر به جنگ مىرفت و همواره در بستر آرميده بود . ( وثبه - او را بر بسترش نشاند ) اين عمرو پس از شصت و سه سال پادشاهى به هلاكت رسيد .
جرجانى و طبرى گويند : از اين پس كار حمير نابسامان شد و پراكنده شدند . فرزندان حسان تبع خردسال بودند و در خور پادشاهى نبودند . و پسر بزرگتر شيفتهء پريان شده بود . ازين رو عبد كلال بر ملك تبابعه چنگ انداخت و نود و چهار سال بر آنان فرمان راند . او نصرانى بود .
پس پسر حسان تبع از شيفتگى بازآمد و پادشاهى تبابعه بازيافت . جرجانى گويد هفتاد و سه سال پادشاهى كرد و او تبع اصغر است جنگهاى بسيار كرده و آثار نيكو داشته .
طبرى گويد : پدرش حسان تبع دختر خود را به عمرو آكل المرار بن عمرو بن معاويه از ملوك كنده ، به شوى داده بود و از او حارث بن عمرو زاده شده بود تبع حسان او را به بلاد معد فرستاد و او به جاى آل نصر بن ربيعه در حيره پادشاهى عرب يافت . طبرى گويد كه ميان خود و كيقباد پادشاه ايران پيمان آشتى بست بدين شرط كه فرات مرز ميان آنها باشد . اما عرب