تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
تا ابراهيم وفات يافت . نام فرزندان او در تورات آمده است : عمون به تشديد ميم و اشباع حركت آن به ضم و بعد از آن نون و موآيى [ 1 ] با اشباع ضمه ميم ، و اشباع فتحهء همزهء بعد از آن و ياء دو نقطه تحتانى و بعد از آن ياء ساكن . خداوند در نسل او فزونى داد تا در شمار از قبايل شام بيشتر شدند . مساكنشان در سرزمين بلقاء و موآبى و معان بود . با بنى اسرائيل جنگها كردند و ما در اخبار بنى اسرائيل از آنها ياد خواهيم كرد . از ايشان بود بلعام پسر باعور پسر رسيوم پسر برسيم پسر موآب و قصهء او با ملك كنعان آنگاه كه از او خواست تا بنى اسرائيل را در ايام موسى نفرين كند و نفرين او به كنعانيان بازگشت ، در تورات آمده است و ما در جاى خود آن را ذكر خواهيم كرد . اما از ناحور برادر ابراهيم پيش از اين ياد كرديم او با ابراهيم از بابل به حران مهاجرت كرد . سپس با او به سرزمين مقدس رفت و در آنجا ماند . زنش ملكا دختر برادرش هاران بود و ملكا خواهر ساره زن ابراهيم و مادر اسحاق بود . ناحور از ملكا - چنان كه در تورات آمده - هشت فرزند داشت : عوص و بوز [ 2 ] و قموئيل [ 3 ] - كه پدر آرام است - و كاسد [ 4 ] - كه كلدانيانى كه بختنصر و ملوك بابل از ميانشان پديد آمد از اوست - و حذو و فلاش [ 5 ] و يدلاف [ 6 ] و بتوئيل [ 7 ] . و او را زنى بود رؤمه [ 8 ] كه از او چهار فرزند داشت : طابح [ 9 ] و جاحم [ 10 ] و تاحش [ 11 ] و معكه [ 12 ] . اينان بودند پسران ناحور برادر ابراهيم ، و نام همه در تورات آمده است و جمعا دوازده تن هستند . نسل همه منقرض شده و از ميان رفته است . جز آرام كه در نسل قموئيل پسر ناحور برادر ابراهيم ، پسر آزر است ، كس باقى نمانده است . ارمنها امروز بر دين مسيح‌اند و سرزمينشان در ارمينيه در مشرق قسطنطينيه است . و اللّه وارث الارض و من عليها و هو الوارثين . اين پايان سخن است در طبقهء نخستين از عرب و امم معاصر با آنها . اكنون به طبقهء دوم يعنى عرب مستعربه مىپردازيم و اللّه سبحانه و تعالى الكفيل بالاعانه .
هامش
[ ( 1 ) ] نام فرزندان لوط در تورات عمى و موآب است . [ ( 2 ) ] بوص . [ ( 3 ) ] ممويل . [ ( 4 ) ] كاس . [ ( 5 ) ] بلداش . [ ( 6 ) ] بلداف . [ ( 7 ) ] يثويل . [ ( 8 ) ] ادوما . [ ( 9 ) ] طالج . [ ( 10 ) ] كاجم . [ ( 11 ) ] تاخش . [ ( 12 ) ] ماعخا .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 44 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى