تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
ولى مورخان ، در تأليفات خود آن را به دو علت پس از خلفا مىآورند : يكى آنكه : خلافت در عهد او به نيروى غلبه و عصبيت كه در عصر او پديد آمده بود ، به دست آمد و حال آنكه قبل از او به اجماع و انتخاب بود و اين دو با يك ديگر تفاوت دارند . معاويه نخستين خلفايى است كه خلافت را به غلبه و عصبيت حاصل كرد و اهل اهواء آنان را ملوك قلمداد مىكنند . ديگر آنكه معاويه را با خلفاى بنى اميه مىآورند ، نه با خلفاى چهارگانه سبب اين است كه خلفاى بنى اميه ، همه داراى يك نسب واحد هستند و بزرگ همهء آنان معاويه است و بنابر اين او را در زمرهء اهل نسبش مىآورند و حال آنكه خلفاى چهارگانه را انساب مختلف بود از اين رو آنان را در يك نمط قرار دادند . عثمان را با آنان آوردند ، زيرا در فضيلت پيوسته به آنانست . [ 1 ] پايان جلد اول
هامش
[ ( 1 ) ] مسلما عقايدى كه ابن خلدون در باب معاويه ابراز داشته ، مورد قبول ما شيعيان نيست . و جواب آن در كتب مفصل داده شده . يكى از مآخذ مهم در رد اعتقاد او ، كتاب الغدير است . خوانندگان به آنجا مراجعه فرمايند .