فرستاد . خالد چنان پيمان صلح بست كه مردم ، آن ناحيه را ترك گويند و امان يابند ، آنگاه شهر را ويران نمود . نيز ابو عبيده سپاهى ديگر به سردارى حبيب بن مسلمه بن حصن الحارث [ 1 ] فرستاد .
در خلال اين احوال قيساريه فتح شد . يزيد بن ابى سفيان به فرمان عمر برادرش معاويه را بدانجا فرستاد . معاويه پس از آنكه سپاه قيساريه را منهزم ساخت شهر را در محاصره گرفت .
شمار كشتگان به هشتاد تن رسيد . علقمة بن مجزز نيز به غزه تاخت آورد فيقار از سرداران روم در آنجا بود .
نبرد اجنادين و فتح بيسان و اردن و بيت المقدس
چون بعد از نبرد مرج الروم ابو عبيده و خالد بن حمص بازگشتند ، عمرو بن العاص و شرحبيل بر سر مردم بيسان تاخت آوردند و آنجا را گشودند و با مردم اردن پيمان صلح بستند . سپاه روم در اجنادين و غزه و بيسان گرد آمده بود . سردارشان ، ارطبون بود از سرداران روم . عمرو و شرحبيل بر سر روميان تاختند . عمرو ابو الاعور السلمى را در اردن نهاده بود ، ارطبون در رمله سپاه بزرگى گرد آورده بود و بيت المقدس را نيز حراست مىكرد . عمرو علقمة بن حكيم الفراسى و مسروق بن العكى را براى نبرد به سوى بيت المقدس فرستاد و ابو ايوب المالكى را به قتال مردم رمله و معاويه ، قيساريه را در محاصره داشت و بدين سبب مردم آنجا نمىتوانستند به يارى ديگران بروند . پس عمرو بر سپاه ارطبون زد و جنگى چونان جنگ يرموك ، حتى سختتر از آن درگرفت . ارطبون به بيت المقدس گريخت . مسلمانانى كه شهر را در محاصره گرفته بودند ، برايش راه گشودند تا به شهر داخل شد و آنگاه مسلمانان نزد عمرو ، كه در اجنادين فرود آمده بود بازگشتند . اين واقعه بنابر قول كسانى كه مىگويند پيش از يرموك اتفاق افتاده است ، در آنجا آورديم و در اينجا نيز بنابر قول كسانى كه مىگويند بعد از واقعه يرموك بوده است ، از آن ياد مىكنيم . چون ارطبون به بيت المقدس داخل شد عمر و غزه را فتح كرد - بعضى گويند در خلافت ابو بكر آنجا را فتح نمود - سپس سبسطيه را فتح كرد . در آنجا قبر يحيى بن زكريا بود . و نيز نابلس را گشود و بر مردم جزيه نهاد . سپس لد و عمواس را در تصرف آورد و بيت حبرين و يافا و رفح و ديگر شهرهاى ناحيه اردن را . سپس نزد ارطبون كس فرستاد و از او خواست تا چون مردم شام قرارداد صلح ببندد . او گفت كه پيمان صلح را با عمر خواهد بست .
به عمر نوشتند ، او على بن ابى طالب را در مدينه به جاى خود گذاشت و راهى بيت المقدس گشت . على او را از رفتن به بيت المقدس منع كرده بود ، ولى عمر نپذيرفته بود ، زيرا او با سران سپاه در آنجا قرار گذاشته بود . چون عمر وارد شد ، يزيد بن ابو سفيان و ابو عبيده و خالد بر
هامش
[ ( 1 ) ] الحرت .