گفتند : چيزى باقى بگذارد سرباز زد و گفت براى كسى كه بعد از من مىآيد فتنه است . پس ، از صحابه خواست تا خود نيز از بيت المال چيزى بردارد ، به او اجازه دادند . آنگاه به زبان حفصه ، دخترش از او خواستند كه بر آن مقدار اندكى بيفزايد عمر خشمگين شد و سر برتافت و از دختر خود پرسيد كه زندگى رسول خدا ( ص ) ، در خوردنى و پوشيدنى و گستردنى چگونه بود ؟ گفت : از همه ، به قدر نياز بود . گفت : به خدا سوگند افزون از نياز را به جايش برمىگردانم و من نيز به قدر نياز اكتفا مىكنم من و آن دو دوستم ، همانند سه تن هستيم ، كه در راهى پيش مىروند . نخستينشان توشهاى با خود برداشت و بدان به منزل رسيد دومى نيز به دو اقتدا كرد . اكنون سومى آمده است ، اگر همانند آن دو گام بردارد و در راه آنان قدم نهد و به قدر راه توشهء آنان با خود بردارد به آنان خواهد رسيد و گرنه نخواهد رسيد .
در ماه جمادى اين سال تكريت فتح شد . زيرا مردم جزيره بر گرد مرزبانى كه در آنجا بود ، جمع شده بودند . اينان جماعتى از روميان و اياد و تغلب و نمر بودند . شهارجه [ 1 ] با آنان همدست شده بودند تا سرزمين جزيره را از پشت سرشان حمايت كند . سعد بن ابى وقاص به فرمان عمر ، بدانجا لشكر راند . سردار سپاه عبد اللّه [ 2 ] بن المعتم [ 3 ] بود و بر مقدمه ربعى بن الافكل و عرفجة بن هرثمه . عبد اللّه چهل روز شهر را محاصره كرد . اعرابى كه در آن نواحى بودند ، توطئه مىكردند و مسلمانان را از احوال سپاه روم آگاه مىساختند . چون روميان از پيروزى مأيوس شدند بر كشتىهايى چند سوار شدند تا از راه دجله خود را برهانند . اعراب اين خبر را به مسلمانان دادند و خود امان خواستند . اينان نيز امانشان دادند بدان شرط كه اسلام آورند .
آنان نيز اسلام آوردند مسلمانان آنان را به پايدارى و تكبير فرا خواندند و گفتند تا از آن سو كه درياست راه را ببندند و بانك به تكبير بردارند . اعراب چنين كردند . روميان پنداشتند كه مسلمانان هستند ، از همانجا بازگشتند و از جايى سر برآوردند كه مسلمانان در كمين نشسته بودند .
پس از دو سوى تيغ در آنان نهادند و جز معدودى از قبايل ربيعه و تغلب و نمر و اياد كه اسلام آورده بودند ، همه كشته شدند . غنايم را تقسيم كردند . به هر سوار سه هزار درهم و به هر پياده هزار درهم . و گويند كه عبد اللّه بن المعتم ، ربعى بن افكل را در عهد عمر به موصل و نينوى فرستاد و آن دو ، دو دژ در مشرق و مغرب دجله بودند . او با جماعتى از افراد قبايل تغلب و نمر و اياد بدان سو راند و هر دو دژ را به تسخير آورد و مردم به جزيه تسليم شدند .
و گويند كه موصل را عتبة بن فرقد در سال بيستم فتح كرد و نيز نينوى را كه در مشرق دجله است و هر دو را به جنگ فتح كرد . سپس كوهستانهاى كردها را و همه اعمال موصل را بگشود . و نيز گويند كه عتبة بن فرقد عياض بن غنم را به هنگام گشودن جزيره به تسخير موصل و نينوا و كوهستانهاى كردها فرستاده بود .
هامش
[ ( 1 ) ] مشهارجه .
[ ( 2 ) ] عبد الرحمان .
[ ( 3 ) ] التعمر .