تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
به مقابله بيرون آمد . شمار سپاهيان عتبه پانصد تن بود . اينان همهء ايرانيان را كشتند و فرمانرواى ناحيهء فرات را به اسارت گرفتند . عتبه در ماه ربيع سال چهاردهم هجرى به بصره وارد شد . و گويند كه بصره در سال شانزدهم پس از واقعهء جلولاء و تكريت بنا شده است . سعد عتبة بن غزوان را بدانجا فرستاد و يك ماه در آنجا درنگ كرد . مردم ابله بر او خروج كردند ، ابله بندر كشتىهايى بود كه از چين مىآمدند . عتبه سپاه ابله را منهزم ساخت تا به شهر خود بازگشتند و خود به لشكرگاه خويش بازگشت . ايرانيان از عتبه بيمناك شدند ، از ابله بيرون آمدند و هر چه را كه حمل آن آسان بود ، با خود بردند و شهر را خالى گذاشتند و از رود بگذشتند مسلمانان به شهر داخل شدند و هر چه در آن بود ، به غنيمت بردند و ميان خود تقسيم نمودند . آنگاه عتبه نقشهء بناى شهر را كشيد و از مسجد آغاز كرد ، و آن را با نى بساخت . در اين اوان مردم دشتميسان به نبرد با او گرد آمدند . عتبه با آنان رو به رو شد و منهزمشان ساخت و مرزبانش را اسير كرد . قتاده كمربند او را گرفت و نزد عمر فرستاد . عمر از وضع مسلمانان پرسيد . گفت : دنيا به سويشان روى آورده و آنان در ميان زر و سيم مىغلطند . مردم كه اين سخن شنيدند روى به بصره نهادند . عتبه پس از آنكه مجاشع بن مسعود را با سپاهى به فرات فرستاد و مغيرة بن شعبه را به جاى خود براى نماز معين كرد تا آنگاه كه مجاشع بازگردد ، خود به نزد عمر آمد . در همين احوال فليكان [ 1 ] از بزرگان ايران با سپاهى به نبرد مسلمانان آمد . مغيرة بن شعبه در مرغاب با او رو به رو شد . در آن هنگام كه سرگرم نبرد بودند ، جماعتى از زنان ، به آنان پيوستند . زنان از چارقدهاى خود پرچم‌ها ساخته بودند . ايرانيان كه پنداشته بودند ، نيرويى به مدد عرب‌ها آمده است ، رو به گريز نهادند . مسلمانان به عمر فتحنامه نوشتند . عمر عتبة بن غزوان را بار ديگر به كار خود روانه نمود و او در راه بمرد . و گويند كه حكومت عتبه در سال پانزدهم يا شانزدهم بوده و او شش ماه بر بصره فرمان رانده است . عمر ، بعد از عتبه ، مغيرة بن شعبه را به مدت دو سال بر بصره حكومت داد و چون مورد اتهام واقع شد عزلش كرد و ابو موسى را به جاى او فرمانروايى داد . نيز گويند بعد از عتبه ابو موسى و به قولى ابو سبره و بعد از او مغيره به حكومت بصره رسيدند .

واقعه مرج الروم و گشوده شدن شهرهاى شام بعد از آن

چون روميان در فحل به هزيمت شدند ، ابو عبيده و خالد به حمص رفتند و در راه به ذو الكلاع پيوستند . هرقل ، تئودور سردار خود را به مقابلهء آنان فرستاد و همگى در مرج الروم فرود آمدند . تئودور در برابر خالد مستقر شد و شنش [ 2 ] در برابر ابو عبيده . شب هنگام ، تئودور باز پس نشست بامدادان او را نيافتند . او در نهان به دمشق رفته بود . خالد از پى او روان
هامش
[ ( 1 ) ] الف بيكان . [ ( 2 ) ] شمر .