تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
تير ببارند و خرطومهايشان را ببرند . چون چنين كردند فرياد از فيلان برخاست و صندوق‌هايى را كه بر پشت داشتند ، بر زمين افكندند و جنگجويان سوار بر خود را هلاك ساختند . در اين روز پانصد تن از بنى اسد كشته شدند تا ايرانيان را بر جاى خود بازگردانيدند . جنگ تا پاسى از شب ادامه داشت . اين روز نخست بود و آن را يوم ارماث [ 1 ] ناميدند . روز ديگر سعد فرمان داد تا كشتگان را دفن كنند و مجروحان را براى معالجه نزد زنان فرستند . در اين حال طلايهء سپاه شام نمودار شد . عمر پس از فتح دمشق خالد را از فرماندهى سپاه عراق عزل كرد و ابو عبيدة بن الجراح را گفت تا هاشم بن عتبه را بر آنان فرماندهى دهد و آن سپاه را به عراق برد . هاشم از شام بيرون آمد و پيشاپيش سپاه او قعقاع بن عمرو روان بود . قعقاع در بامداد اين روز كه آن را يوم اغواث مىگويند ، وارد قادسيه شد . او سپاه خود را به گروه‌هاى ده نفر تقسيم كرده بود . آنان هزار تن بودند و ميان هر ده تن به قدر يك مد بصر فاصله بود . قعقاع بر آنان سلام كرد و آنان را به سپاهى كه از راه مىرسيد بشارت داد و به جنگ تحريض نمود . قعقاع خود به ميدان رفت و مبارز طلبيد . ذو الحاجب به مبارزت بيرون آمد . قعقاع او را شناخت و فرياد زد كه اينك انتقام نبرد جسر را از تو مىگيرم . پس چندى بر يك ديگر زدند ، قعقاع ذو الحاجب را بكشت و مسلمانان به كشته شدن او شادمان شدند و ايرانيان شكسته خاطر گشتند . قعقاع بار ديگر مبارز طلبيد . فيروزان و بندوان بيرون آمدند . مسلمانان جمع كثيرى از ايرانيان را كشتند . ايرانيان در اين روز فيل‌ها را به جنگ نياورده بودند زيرا صندوق‌هايى را كه بر پشت داشتند ، ديروز شكسته بود و امروز مشغول تعمير آنها بودند . قعقاع فرمان داد اشتران را با پارچه‌هاى رنگين بيارايند و بر رويشان برقع‌ها افكنند و ده ده تعبيه كنند . نخست اسبان خود را به گرد آنها بگردانيدند تا وحشت از آنها دور شد ، آنگاه بر سواران ايران تاخت آوردند ، اسبان ايرانى از ديدن آن اشتران برميدند و در اين حال سواران مسلمان ، بر آنان حمله آوردند و آنچه ايرانيان از اين اشتران ديدند سخت‌تر بود از آنچه مسلمانان از فيل‌ها ديده بودند . قعقاع در اين روز سى حمله كرد و سى تن را به قتل آورد . آخرين آنان بزرجمهر همدانى بود . نيز اعور بن قطبه شهريار سجستان را به قتل آورد . چون روز به نيمه رسيد هر دو لشكر بر هم زدند و تا نيمهء شب نبرد كردند . همهء بزرگان سپاه ايران به قتل رسيدند . روز سوم در ميان دو صف از مسلمانان دو هزار مجروح و مقتول افتاده بود و از ايرانيان ده هزار . مسلمانان كشته‌هاى خود را دفن كردند و مجروحان را براى معالجه به زنان سپردند و كودكان را به كندن گورها واداشتند . اما كشتگان ايرانيان همچنان ميان دو صف بر زمين مانده بودند .
هامش
[ ( 1 ) ] الرمات .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 517 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى