مىراند كس فرستاد تا با همدستى عبد اللّه بن قيس الحاشى [ 1 ] به سركوبى او بروند . اين دو راهى نبرد شدند . در اين نبرد نجبه كشته شد و فجاءه بگريخت . طريفه از پى او روان شد و او را اسير كرد و نزد ابو بكر آورد . در مصلاى مدينه هيزم گرد آوردند و در آن آتش زدند و او را دست و پاى بسته در آتش افكندند و بسوختند . و بنى سليم همگى از ارتداد به اسلام بازگشتند و با اينان ابو شجرة بن عبد العزى بن الخنساء نيز ، از ارتداد باز آمد .
خبر بنى تميم و سجاح
چون رسول خدا ( ص ) وفات يافت ، عمال او بر بنى تميم عبارت بودند از : زبرقان بن بدر ، ( بر رباب و عوف و ابناء ) و قيس بن عاصم ، ( بر مقاعس و بطون ) و صفوان بن صفوان و سبرة بن عمرو ، ( بر بنى عمرو ) و وكيع بن مالك ( بر بنى مالك ) و مالك بن نويره ، ( بر بنى حنظله ) .
چون خبر وفات پيامبر به صفوان رسيد ، با صدقات بنى عمرو ، نزد ابو بكر آمد ، زبرقان نيز با صدقات قوم خود بيامد ولى قيس بن عاصم كه منتظر اقدام زبرقان بود تا با او مخالفت ورزد راه ديگرى در پيش گرفت .
در اين احوال سجاح دختر حارث بن سويد بن عقفان - يكى از بطون تغلب - نزد آنان آمد .
او پس از وفات پيامبر ، دعوى پيامبرى كرده بود و هذيل بن عمران از بنى تغلب و عقة [ 2 ] بن هلال از بنى النمر و سليل بن قيس از بنى شيبان و زياد بن فلان [ 3 ] به او گرويده بودند . هذيل نصرانى بود ولى دين خود را ترك گفت و به دين سجاح درآمده بود . سجاح ، در اين جمع از جزيره به قصد مدينه آمده بود تا با ابو بكر و مسلمانان جنگ كند . چون به ناحيهء جرف رسيد ميان بنى تميم اختلاف كلمه افتاد . مالك بن نويره با سجاح طرح آشتى افكند و او را از جنگ منصرف ساخت و او را عليه بنى تميم برانگيخت . بنى تميم از برابر او گريختند . در اين حال وكيع بن مالك نزد او بازگشت . بنى رباب و بنى ضبه اجتماع كردند و پس از نبردى كه ميان آنان و سجاح رخ داد ، راه مصالحه در پيش گرفتند . سجاح با كسانى كه با او همراه شده بودند ، راهى مدينه شد . تا به نباج رسيد . بنى هجيم [ 4 ] با همدستى بنى عمرو ، راه بر آنان بگرفتند و كشتار كردند و هذيل و عقه را اسير نمودند ولى بدان شرط كه به سرزمين آنان قدم ننهند ، اسيران را آزاد كردند . مالك بن نويره و وكيع بن مالك ، نزد قوم خود بازگشتند و سجاح و ياران از دست يافتن به ايشان به نوميدى افتادند . سجاح آهنگ بنى حنيفه كرد و از بنى تميم ، زبرقان بن بدر و عطارد بن حاجب و عمرو بن الاهتم و غيلان بن حريث و شبث بن ربعى و نظاير اينان ، با او بودند . چون اين خبر به مسيلمه رسيد بيمناك شد . اين بود كه ثمامة بن اثال را نزد او فرستاد تا با او مصالحه كند . اين سجاح نصرانى بود و اين مذهب را از نصاراى
هامش
[ ( 1 ) ] الحاسبى .
[ ( 2 ) ] عقبه .
[ ( 3 ) ] بلال .
[ ( 4 ) ] نجيم .