تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢

خبر هوازن و سليم و بنى عامر

بنى عامر ، در انتظار كار طليحه و اقدامات قبايل اسد و غطفان بودند تا آنگاه كه در تنگنا افتادند . قرة بن هبيره در ميان بنى كعب بود و علقمه بن علاثه [ 1 ] در ميان بنى كلاب . علقمه بعد از فتح طائف مرتد شده بود . چون پيامبر ( ص ) ، وفات كرد ، نزد قوم خود بازگشت . اين خبر به ابو بكر رسيد . سريه‌اى را با قعقاع بن عمرو - از بنى تميم - بر سر او فرستاد . قعقاع حمله كرد . علقمه منهزم شد و با زنان و فرزندان و قوم خود ، همه تسليم شدند و اسلام آوردند . اما قرة بن هبيره با عمرو بن العاص كه از عمان باز مىگشت ، ديدار كرد و گفت : زكات را برداريد كه اگر بر عرب خراج بگذاريد ، با شما خوشدل نشوند و از شما فرمان نبرند ، عمرو خشمگين شد و سخن او به گوش ابو بكر رسانيد . چون خالد قبايل بنى اسد و غطفان را بر جاى خود نشاند ، قبايل هوازن و سليم و عامر كه چشم به راه سرنوشت آنان بودند ، نزد خالد آمدند و اسلام آوردند . اسلام همه پذيرفته آمد مگر آنان كه در ايام رده بر يكى از مسلمانان تجاوز ورزيده بودند ، كه اينان را گرفتند و به سوختن يا افكندن در چاه يا سنگباران كردن يا انداختن از فراز كوه ، كيفر دادند . چون خالد از كار بنى عامر فراغت يافت . عيينة بن حصن و قرة بن هبيرة را بند برنهاد و نزد ابو بكر فرستاد . ابو بكر از گناهشان درگذشت و خونشان را نريخت . آنگاه قبايل غطفان گرد سلمى دختر مالك بن حذيفة را بين ظفر و حوأب گرفتند . اين سلمى پيش از اين اسير شده بود و عايشه او را آزاد كرده بود . روزى پيامبر ( ص ) بر او كه در خانهء عايشه در ميان ديگر زنان نشسته بود داخل شد و گفت : يكى از شماها سگان حوأب را به پارس كردن وا مىدارد . و اين سلمى بود ، آنگاه كه مرتد شد و گروهى از مردم غطفان و هوازن و سليم و طى و اسد بر او اجتماع كرده بودند ، اين خبر به خالد رسيد و او در آن روزها به گرفتن خونبها و جمع آورى صدقات مشغول بود . خالد به جانب سلمى روان شد . و نبردى در گرفت و سلمى همچنان بر شتر خود نشسته بود تا آنگاه كه شتر را پى كردند و سلمى را كشتند و صد مرد بر گرد هودج او كشته شدند و باقى روى به هزيمت نهادند . خالد خبر اين پيروزى بداد و بيست شب پس از آن از پى قره رفت . اما بنى سليم ، فجاءة بن عبد ياليل نزد ابو بكر آمد و دعوى مسلمانى كرد و از او سلاح خواست تا به جنگ مرتدان برود . ابو بكر او را سلاح و فرمانروايى داد ، اما چون به جواء [ 2 ] رسيد ، ارتداد آغاز كرد و نجبة بن ابى الميثاء [ 3 ] از بنى شريد را گسيل داشت و گفت بر مسلمانان بنى سليم و هوازن حمله‌ور شود . ابو بكر نزد طريفة بن حاجز كه از سوى او بر جرهم فرمان
هامش
[ ( 1 ) ] علاقه . [ ( 2 ) ] جون . [ ( 3 ) ] نجية بن ابى المثنى .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 482 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى