تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
شده باشد . و نهى كند از اينكه ، چون ميان مردم نزاعى پيش آيد ، او قبايل و عشاير را فرا خواند ، بايد كه خداى يكتاى بىشريك را بخواند . و هر كه خدا را نخواند و قبايل و عشاير را خواند ، بايد كه با شمشير پاسخش گويند تا خداى يكتاى بىشريك را بخواند . و بايد كه مردم را وادارد تا در وضو آب بر روى دست‌ها تا مرفق و پاها تا قوزك ريزند و سر خود را چنان كه خداوند فرمان داده ، مسح كنند . و آنان را به گزاردن هر نمازى در وقت خود و كامل ادا كردن ركوع و سجود فرمان داده است و نيز نماز صبح را ، در تاريك روشن صبح و نماز ظهر را ، آن هنگام كه آفتاب ميل كرده و نماز عصر را ، بدان هنگام كه خورشيد زمين را ترك مىگويد و نماز مغرب را آنگاه كه شب فرا مىرسد ، نه آنگاه كه ستارگان در آسمان پديد شده‌اند و نماز عشاء را ، در آغاز شب به جاى آورند . و نيز بايد كه به جانب نماز جمعه آنگاه كه بدان ندا دهند ، بشتابند و چون خواهد به نماز جمعه رود خود را بشويد . و فرمان داد كه ، از غنايم آن خمس را كه از آن خداوند است بستاند . و آنچه را كه بر مسلمانان از محصولى كه به آب چشمه يا آب باران سيراب شده باشد ، عشر آن و از آنچه به مشك آبيارى شود ، نصف عشر و در هر ده شتر ، دو گوسفند و در هر بيست شتر ، چهار گوسفند و در هر چهل گاو ، يك گاو ، و در هر سى گاو يك گوسالهء نر يا ماده و هر چهل گوسفند ، يك گوسفند . پس اين چيزى است كه خداوند بر مؤمنان در اداى صدقه واجب گردانيده است و هر كه بر آن بيفزايد ، خير اوست . و هر كه اسلام آورد ، اسلامى خالصانه چه يهودى باشد و چه نصرانى و به دين اسلام گردن نهد ، از مؤمنان باشد و هر چه به سود يا زيان مؤمنان باشد به سود يا زيان آنان خواهد بود . و هر كه بر نصرانيت يا يهوديت خود باقى بماند ، نبايد او را از دينش باز گردانى ، بايد كه جزيه پردازد . بدين طريق كه بر هر كس كه به تكليف رسيده باشد ، چه مرد و چه زن چه آزاد و چه بنده ، يك دينار كامل يا عوض آن از لباس . هر كس اين جزيه را بپردازد ، او را ذمه اسلام است و ذمه خدا و ذمه پيامبرش . و هر كه اين جزيه را نپردازد ، خدا و رسول او و همه مؤمنان را دشمن است . درود خدا بر محمد ، و سلام و رحمت و بركات خداوند بر او . » وفد غسان ، در رمضان اين سال كه سال دهم بود ، بيامد . اينان سه نفر بودند . اسلام آوردند و نزد قوم خود بازگشتند ولى كس به دعوتشان پاسخ نگفت : دو تن از آنان به هلاكت رسيدند و در سال نبرد يرموك ، ابو عبيده سومى را ديد و او ، از اسلام خود آگاهش ساخت . و هم در اين سال وفد عامر كه ده نفر بودند ، بيامدند و اسلام آوردند و شرايع اسلام بياموختند و پيامبر ، آنان را خواندن قرآن ياد داد و بازگشتند . در ماه شوال ، وفد سلامان آمد . هفت نفر بودند و رئيسشان حبيب بود . اينان از جانب قوم خود اسلام آوردند و فرايض و قرآن آموختند و بازگشتند . و در اين سال ، وفد ازد از جرش آمد . از جملهء آنان بود صرد بن عبد اللّه الازدى ، شمارشان ده تن بود ، بر فروة بن عمرو وارد شدند . پيامبر صرد را بر مسلمانان آنان ، امير ساخت و
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 458 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى