به او نامه نوشت و از او خواست كه با وفدهاى آنان به مدينه بيايد . خالد با وفد بنى حارث بن كعب كه از آن زمره بود : ذو الغصه [ 1 ] قيس بن الحصين و يزيد بن عبد المدان و يزيد بن المحجل و عبد اللّه بن قراد [ 2 ] الزيادى و شداد بن عبد اللّه القنانى [ 3 ] و عمرو بن عبد اللّه الضبابى ، بيامد . پيامبر همه را اكرام كرد و از آنان پرسيد چگونه بود كه در جاهليت چون با شما جنگ درمىپيوستند ، شما همواره پيروز مىشديد ؟ گفتند : از آن روى كه دست در دست يك ديگر داشتيم و ميان ما جدايى نبود و بر كسى ستم آغاز نمىكرديم . پيامبر گفت راست گفتيد و همه اسلام آوردند . پيامبر قيس بن الحصين را بر آنان امير ساخت . و در آغاز ذو القعدهء سال دهم ، بازگشتند .
سپس عمرو بن حزم [ 4 ] - از بنى النجار - را از پى آنان بفرستاد تا به ايشان ، علم دين بياموزد و براى او ، فرمانى نوشت و در آن ، او را دستورها داد و با او پيمانها نهاد . نيز به نجران ، عاملى گماشت .
اما آن فرمانى كه در كتب سير آمده و فقها در استدلالهاى فقهى خود ، بدان استدلال مىكنند ، و حاوى مآخذ بسيارى از احكام فقهيه است ، اين است :
به نام خداوند بخشايندهء مهربان « اين بيانى است از خدا و پيامبر او : اى كسانى كه ايمان آوردهايد به پيمانها وفا كنيد فرمانى است از محمد پيامبر ، رسول خدا ( ص ) به عمرو بن حزم ، آنگاه كه او را به يمن فرستاد .
او را به تقوى در همه كارهايش فرمان داد . زيرا خداوند با كسانى است كه پرهيزگارى مىورزند و كسانى كه نيكى مىكنند . و فرمان داد او را ، كه جانب حق را گيرد همچنانكه خدا به او فرمان داده است . و مردم را به خير بشارت دهد و به خير وادارد و مردم را قرآن بياموزد و به قرآن آگاهشان سازد . و مردم را از كارهاى ناپسند نهى كند . هيچ كس جز آنكه طاهر باشد ، دست به قرآن نزند ، و مردم را از هر چه به سود آنان است يا به زيان آنانست آگاه كند . و چون مردم به راه حق روند ، با آنان نرمى كند و چون به راه ستم گام نهند ، بر آنان سخت گيرد . زيرا خداوند از ستم بيزار است و از آن نهى كرده است . و گفته است كه : لعنت خدا بر ستمكاران باد .
و بايد كه مردم را به بهشت بشارت دهد و عمل آن . و مردم را از آتش بترساند و عمل آن .
و به مردم مهربانى كند تا در دين ، آگاهى يابند . و مردم را شيوهء حج و سنت و فرايض آن و آنچه خدا ، در اين باب فرمان داده است ، ياد دهد . و حج اكبر و حج اصغر يعنى عمره را بياموزد .
و مردم را از نماز خواندن در يك جامه كوچك باز دارد ، مگر جامهاى كه دو جانب آن بر گردن رسد و روى هم بيفتند . و نهى كند از اينكه جامهاى بر دوش افكنند كه چون خم شوند عورتشان نمودار گردد .
و نهى كند از اينكه كسى ، موهاى خود را ببافد آنگاه كه در پشت گردنش ، دراز و انبوه
هامش
[ ( 1 ) ] ذو القصة .
[ ( 2 ) ] قريض .
[ ( 3 ) ] الغبانى .
[ ( 4 ) ] حزام .