تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
دشمنان آن و اندك بودن شمار مسلمانان است ؟ به خدا سوگند ، به زودى خواهى شنيد كه زنى بر شترى نشسته ، از قادسيه به قصد زيارت خانهء كعبه بيرون مىآيد و از كس بيمى به دل راه نمىدهد . يا شايد آنچه ترا از داخل شدن در اين دين باز مىدارد ، اين است كه مىپندارى همواره پادشاهى در ميان ديگران است ؟ به زودى خواهى شنيد كه قصرهاى سفيد بابل فتح خواهد شد . پس عدى اسلام آورد و نزد قوم خود بازگشت . آنگاه خداوند بر پيامبر خود چهل آيه از سورهء برائت را نازل كرد ، تا آن عهد كه با مشركان داشتند ناچيز شد و از آن پس هيچ مشركى حق نداشته باشد كه به مسجد الحرام نزديك شود و كسى عريان حج نكند و هر كس را با رسول خدا عهدى باشد ، آن عهد را تا آن مدت كه معين شده ، به پايان خواهد برد و مدت مهلتشان چهار ماه است از يوم النحر . رسول خدا ( ص ) ابو بكر را با اين آيات بفرستاد و او را فرمان داد كه در موسم ، آن سال را حج بگزارد . چون ابو بكر به ذو الحليفه رسيد ، پيامبر على را از پى او فرستاد و آن آيات از او ، بستد . ابو بكر غمگين بازگشت كه مبادا در باب او آيه‌اى نازل شده باشد . پيامبر گفت در باب تو چيزى نازل نشده ولى فرمان مرا جز من يا مردى كه از من باشد ، ابلاغ نكند . پس ابو بكر امير الحاج بود و على رسانندهء پيام برائت . ابو بكر با مردم حج كرد على روز عيد اضحى نزد عقبه بايستاد و آن آيات را براى مردم بخواند . طبرى گويد : به دليل آيه :
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها
اداى صدقات در اين سال واجب گرديد . در اين سال وفد ثعلبة بن منقد نيز بيامد و وفد سعد بن هذيم از قضاعه . طبرى گويد : در اين سال بنى سعد بن بكر ، ضمام [ 1 ] بن ثعلبه را نزد پيامبر فرستاد او به آنچه اسلام آورده بود از توحيد و نماز و زكات و روزه و حج يك يك اقرار كرد آنگاه كلمهء شهادت بر زبان آورد و مسلمان شد و گفت : همهء اين فرايض را به جاى مىآورم و از هر چه نهى كرده‌اى ، اجتناب مىورزم و نه بر آنها مىافزايم و نه از آنها مىكاهم . چون بازگشت . پيامبر ( ص ) گفت : اگر راست بگويد به بهشت خواهد رفت پس آن مرد نزد قوم خود آمد و همه در روز بار آمدنش اسلام آوردند . اما جمهور مورخان برآنند كه آمدن ضمام [ 1 ] و اين قصه ، در سال پنجم بوده است . چون سال دهم آغاز شد در ماه ربيع يا جمادى ، خالد بن وليد را با سريه‌اى چهارصد نفرى به نجران و حوالى آن فرستاد تا بنى الحارث بن كعب را به اسلام فرا خواند و اگر نپذيرفتند با آنان نبرد كند . ولى مردم آن نواحى اسلام آوردند و دعوت خالد را بپذيرفتند . خالد به هر سوى رسولان فرستاد و مردم اسلام آوردند . او آنچه رفته بود به رسول خدا ( ص ) نوشت . پيامبر نيز
هامش
[ ( 1 ) ] ضمضام .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 456 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى