و حلفاى خود به نبرد بيرون آمدند - در شوال سال سوم ، زنان را نيز با خود آوردند ، تا مانع فرار مردان گردند . سپاه قريش تا به ذو الحليفه نزديك احد رو به روى مدينه بر كنار واديى كه در آن جا بود ، در بطن السبخه پيش آمد - در چهاردهم شوال - آنان سه هزار تن بودند از آن جمله هفتصد زرهدار و دويست سوار بودند . سردار سپاه ابو سفيان بود . نيز پانزده زن به همراه داشتند كه دف مىزدند و براى كشتگان بدر ، زارى مىكردند .
پيامبر ( ص ) اصحاب خود را گفت كه در مدينه متحصن شوند و بيرون نروند و اگر سپاه دشمن وارد شهر شد در درون كوچهها با آنان نبرد كنند و اين رأى عبد اللّه بن ابى بن سلول بود . اما قومى از بزرگان مسلمانان كه خداوند به شهادت آنان را گرامى داشته بود ، اصرار ورزيدند كه از شهر بيرون روند و آنجا با دشمن رو به رو گردند . رسول خدا ( ص ) زره خويش در پوشيد و بيرون شد . كسانى كه اصرار ورزيده بودند تا پيامبر ( ص ) براى نبرد از شهر خارج شود ، پيش آمدند و گفتند : اى رسول خدا ( ص ) اگر مىخواهى همين جاى در شهر بمان .
پيامبر گفت : هيچ براى پيامبر شايسته نيست كه چون زرهش را پوشيد ، جنگ ناكرده آن را بيرون آورد . پس با هزار تن از يارانش از شهر خارج گشت و ابن ام مكتوم را در مدينه نهاد تا بر مسلمانانى كه در مدينه باقى مانده بودند ، در نماز امامت كند . در ميان مدينه ، واحد عبد اللّه بن ابى با سيصد تن به سبب آنكه با رأى او مخالفت شده بود ، بازگشت و رسول خدا تا سنگلاخهاى بنى حارثه پيش رفت . و از ميان چند باغ گذشت ابو خيثمه از بنى حارثه او را راه مىنمود . تا به شعب احد رسيد ، به كوه پشت داد . در آنجا با هفتصد تن ، كه پنجاه سوار و پنجاه تيرانداز داشت ، آمادهء جنگ شد . عبد اللّه بن جبير - از بنى عمرو بن عوف - از اوس ، برادر خوات را فرمانده تيراندازان ساخت و آنان را در پشت سپاه قرار داد تا نگذارند كسى از پشت سر بر مسلمانان حمله آورد . لواء را به دست مصعب بن عمير از بنى عبد الدار داد در آن روز سمرة بن جندب الفزارى و رافع بن خديج از بنى حارثه را اجازت داد كه در ميان تيراندازان باشند اينان تازه جوانانى پانزده ساله بودند ، اما اسامة بن زيد و عبد اللّه بن عمر بن الخطاب و از بنى مالك بن النجار ، زيد بن ثابت و عمرو بن حزم [ 1 ] و از بنى حارثه ، براء بن عازب و اسيد بن ظهير و نيز عرابة بن اوس و زيد بن ارقم و ابو سعيد الخدرى را كنار گذاشت ، زيرا سن اينان در آن روز چهارده سال بود . بر جناح راست سواران قريش ، خالد بن وليد قرار داشت و بر جناح چپ آن عكرمة بن ابى جهل . در آن روز پيامبر ( ص ) شمشير خود را به ابو دجانه سماك بن خرشه - از بنى ساعده داد و او مردى دلير بود . و چون شمشير گرفت بر خود بباليد . و در اين روز ابو عامر عبد [ 2 ] عمرو بن صيفى بن مالك بن النعمان از ضبيعه پدر حنظله غسيل الملائكه به جنگ مسلمانان آمده بود . او در جاهليت ، رهبانيت اختيار كرده بود .
هامش
[ ( 1 ) ] حرام .
[ ( 2 ) ] عبد اللّه .