تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
بكشت . آن دشمن خدا بانگ كرد و مردم قلعه بيرون آمدند و آتش‌ها افروختند ، ولى مسلمانان گريخته بودند . حارث بن اوس در اثر ضربه شمشيرى مجروح شده بود و خون از او رفته و ناتوان شده ، بازپس مانده بود . او نيز در ريگستان العريض در پايان شب به آنان رسيد . چون نزد پيامبر آمدند ، نماز مىخواند . بر جراحت حارث آب دهان انداخت ، تا شفا يافت . چون پيامبر شنيد كه يهود از اين عمل بيمناك شده‌اند ، به كشتن آنان فرمان داد . در اين اوان حويصة بن مسعود اسلام آورد و پيش از او ، محيصه به سبب قتل برخى از يهود ، اسلام آورده بود .

غزوهء بنى قينقاع

چون رسول خدا ( ص ) از بدر بازگشت روزى در بازار بنى قينقاع ايستاد و آنان را موعظه كرد و آنچه را كه در باب او در كتاب‌هايشان آمده بود ، فرا يادشان آورد و آنان را بيم داد كه مباد به سرنوشت قريش دچار شوند . ولى آنان پاسخ‌هاى ناهموار دادند و گفتند : « اگر در جنگ با مردمى كه شيوهء نبرد نمىدانند ، پيروز شده‌اى ، مغرور مشو . به خدا سوگند اگر با ما نبرد كنى ما را خواهى شناخت . » پس خداوند اين آيه را نازل كرد :
وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ
. و نيز گويند به سبب منازعه در بازارشان ، مسلمانى يهوديى را كشته بود . آنان بر مسلمانان بشوريدند و پيمان بشكستند و اين آيه نازل شد . پس رسول خدا ( ص ) ابو لبابه را به جاى خود در مدينه نهاد و با هفتصد مرد جنگجو كه سيصد تن آنان زره بر تن داشتند ، به سوى آنان روانه شد . مساكنشان در اطراف مدينه بود . زرع و نخلى نداشتند . مردمى بازرگان بودند ، از مال خود سود مىبردند . قوم عبد اللّه بن سلام بودند . پيامبر پانزده شب آنان را در محاصره گرفت و با هيچ يك از آنان سخن نگفت ، تا به فرمان او گردن نهادند . آنگاه همه را دست بر بست تا بكشد . عبد اللّه بن ابى بن سلول شفاعت كرد تا پيامبر از ريختن خونشان باز ايستاد . اما فرمان داد كه از آنجا بروند و هر چه سلاح و مال داشتند ، از ايشان بستد . و عبادة بن الصامت را فرمان داد كه آنان را تا خيبر بدرقه كند . رسول خدا خمس غنايم را گرفت و اين نخستين خمسى بود كه مىگرفت . پس به مدينه بازگشت و در قربانى اضحى شركت جست و در صحرا با مردم نماز خواند و دو گوسفند به دست خود قربانى كرد و گويند كه اين نخستين قربانى او بود .

سريهء زيد بن حارثه به قرده

بعد از واقعهء بدر ، قريش از بيم تعرض مسلمين ، از راه عراق به شام مىرفتند . كاروانى با كالاى بازرگانان ، از مكه به جانب عراق مىرفت كه از آنجا به شام رود . ابو سفيان بن حرب و صفوان بن اميه ، با آن كاروان بودند . اينان مردمى از بكر بن وائل به نام فرات بن حيان را