بو داده ) نام نهادند . اين واقعه در ماه ذو الحجه ، دو ماه بعد از واقعه بدر بود .
غزوهء ذو امر
پيامبر ( ص ) در ماه محرم به غزاى غطفان رفت و عثمان بن عفان ( رض ) را در مدينه گماشت و خود با سپاه برفت . ماه صفر را در نجد درنگ كرد و بىآنكه جنگى كند ، بازگشت .
غزوهء بحران [ 1 ]
سپس رسول خدا ( ص ) در آخر ربيع الاول آهنگ قريش كرد . و ابن ام مكتوم را به جاى خود نهاد و به بحران كه معدنى در حجاز بود ، روان شد . ماه جمادى الثانية از سال سوم را در آنجا ماند و به مدينه بازگشت .
قتل كعب بن الاشرف
كعب بن الاشرف ، مردى از قبيلهء طى بود و مادرش از يهود بنى النضير بود . چون در جنگ بدر ، آن گروه از قريش كشته شدند ، پيامبر ( ص ) زيد بن حارثه و عبد اللّه بن رواحه را به مدينه فرستاد تا مژدهء آن پيروزى را به مردم دهد . كعب بن الاشرف چون شنيد ، گفت :
« واى بر شما راست مىگوئيد ؟ اينان اشراف عرب و پادشاهان مردم بودهاند . اگر محمّد اينان را كشته باشد ، زير زمين بهتر از روى زمين است » . سپس به مكه رفت و بر مطلب بن ابى وداعة السهمى وارد شد . عاتكه ، دختر اسيد بن العيص زن او بود . كعب مردم را عليه رسول خدا ( ص ) تحريض كرد و شعرهائى سرود و آنان را كه اجسادشان را در چاه ريخته بودند ، ستود .
سپس به مدينه بازگشت و دربارهء عاتكه و زنان مسلمان شعرهاى عاشقانه گفت : رسول خدا ( ص ) گفت : چه كسى كعب بن الاشرف را مىكشد . محمّد بن مسلمه و ابو نائله سلكان [ 2 ] بن سلامة بن وقش از بنى عبد الاشهل ، برادر رضاعى كعب و عباد بن بشر بن وقش و حارث بن اوس [ 3 ] بن معاذ و ابو عبس جبر [ 4 ] از حارثه ، قدم در ميدان نهادند . پس سلكان بن سلامه نزد او رفته و از پيامبر اجازت خواسته بود كه در نزد كعب وانمود كند كه از پيامبر اعراض كرده و اظهار تنگدستى كرد و از كعب خواست كه به او و يارانش چيزى دهد و سلاحهايشان را به گرو گيرد . كعب بپذيرفت و او نزد ياران خود بازگشت . در يك شب ماهتاب به آهنگ خانهء كعب بيرون آمدند و رسول خدا ( ص ) ، آنان را تا بقيع الغرقد [ 5 ] مشايعت كرد . آن گروه نزد كعب آمدند و او را آواز دادند ، كعب از قلعه بيرون آمد به ناگاه شمشير در او نهادند و او را كشتند و محمّد بن مسلمه تيغى را كه در عصا نهان داشت در شكم او فرو كرد و او را
هامش
[ ( 1 ) ] نجران .
[ ( 2 ) ] ملكان .
[ ( 3 ) ] بشر .
[ ( 4 ) ] ابو عبس بن جبر .
[ ( 5 ) ] الفرقد .