و سهيل بن بيضاء از بنى الحارث بن فهر و عبد اللّه بن مسعود ، و عامر بن ربيعة العنزى حليف بنى عدى و زنش ليلى ، دختر ابو حثمة [ 1 ] به حبشه مهاجرت كردند .
اينان يازده مرد بودند و نخستين كسانى بودند كه به سرزمين حبشه وارد شدند . و مسلمانان از پى آنان روان گشتند ، جعفر بن ابى طالب و ديگران نيز به ايشان پيوستند . قريش اثر جاى پاى گروه نخستين را تا كنار دريا يافتند ، ولى به خودشان دست نيافتند و آنان به سرزمين حبشه رسيدند و مسلمانان از آن پس به ايشان پيوستند . گويند : مسلمانانى كه به سرزمين حبشه مهاجرت كردند هشتاد و سه تن مرد بودند .
چون قريش ديدند كه پيامبر ( ص ) از سوى عمو و عشيرهاش حمايت مىشود و آنان از تسليم او سرباز مىزنند بر آن شدند كه نزد مردم او را به جادوگرى و كهانت و جنون و شاعرى متهم كنند ، تا آنان را از دخول به دين او باز دارند . پس جمعى براى آزار او پاى به ميدان نهادند از آن جمله بودند : ابو لهب عبد الغرى بن عبد المطلب ، يكى از مسخره كنندگان ، و پسر عمش ابو سفيان بن الحارث بن عبد المطلب و عتبه و شيبه ، پسران ربيعه و عقبة بن ابى معيط يكى از مسخره كنندگان ، و ابو سفيان از مسخره كنندگان ، و حكم بن ابى العاص بن اميه نيز از مسخره كنندگان ، و نضر بن الحارث از بنى عبد الدار و اسود بن المطلب بن اسد بن عبد العزى از مسخره كنندگان ، و پسرش زمعه و ابو البخترى عاص بن هشام و اسود بن عبد يغوث و ابو جهل بن هشام و برادرش عاص و عموهايش وليد و پسر عمش قيس بن الفاكه بن المغيره و زهير بن ابى امية بن المغيره و عاص بن وائل السهمى و پسر عموهاى او ، نبيه و منبه پسران حجاج و اميه و ابى ، پسران خلف بن جمح . اينان به استهزاء و آزار او مىپرداختند ، حتى بعضى به جانب او دست مىگشودند .
روزى به عمويش حمزه خبر رسيد كه ابو جهل بن هشام به چنين اعمالى دست يازيده و حمزه مردى نيرومند بود . چون شنيد بىدرنگ به مسجد آمد و ابو جهل در مجلس مشاورهء قريش بود . حمزه بالاى سرش ايستاد و بر او ضربتى زد و سرش را بشكست و او را گفت : آيا محمد را دشنام مىدهى و حال آنكه من بر دين او هستم ؟ مردان بنى مخزوم به جانب حمزه حملهور شدند ولى ابو جهل آنان را بازداشت و گفت : واگذاريدش كه من برادرزادهاش را دشنامهاى زشت دادهام . حمزه اسلام آورد و قريش دانست كه با حمزه ، جبهه مسلمانان نيرومند شد از اين رو به سبب مكانتى كه حمزه نزد ايشان داشت اندكى از آزار پيامبر دست بداشتند . پس مجلسى كردند و عمرو بن العاص و عبد اللّه بن ابى ربيعه را نزد نجاشى فرستادند تا مسلمانانى را كه به سرزمين او آمده بودند ، باز پس گرداند . نجاشى رسالت آن دو را نپذيرفت و آنان را نوميد باز گردانيد .
هامش
[ ( 1 ) ] ابو خيثمه