تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١

تولد رسول اكرم و آغاز وحى

رسول خدا ( ص ) در عام الفيل دوازدهم ربيع الاول ، در سال چهلم پادشاهى كسرى انوشيروان ، متولد شد . و گويند تولد او در سال هشتصد و چهل و هشت يا هشتصد و هشتاد و دو ، از زمان ذو القرنين بوده است . پدرش عبد اللّه در شام بود ، چون بازگشت ، در مدينه از دنيا برفت و سيد ما رسول خدا ( ص ) چند ماه بعد از مرگ پدر زاده شد . در اين باب روايات ديگرى نيز هست . جدش عبد المطلب بن هاشم ، سرپرستى او را به عهده گرفت اما همواره خدا نگهبان او بود . عبد المطلب زنان شيرده را طلب كرد تا او را شير دهند ، زنى از بنى سعد به نام حليمه دختر ابو ذؤيب ، عبد اللّه بن الحارث بن شجنة [ 1 ] بن جابر بن زرام [ 2 ] بن ناصرة [ 3 ] بن قصية [ 4 ] بن نصر . ناپدرى او ( يعنى شوى حليمه ) حارث بن عبد العزى نام داشت و ما آنگاه كه از بنى عامر بن صعصعه سخن مىگفتيم ، از او ياد كرديم . مردمى كه در ميانشان مىزيست در او نشانه‌هاى خير و كرامات خداوندى را مشاهده كردند . چنان كه آن حضرت فرمود : كه در آن ايام دو ملك شكمش را شكافتند و لكه خون سياهى را از قلبش بيرون آوردند و احشاء و قلب او را با برف شستند . و اين ، در سال چهارم ولادت او بود و او در پشت خانه‌ها گوسفند مىچرانيد و در حالى كه رنگش ديگرگون شده بود ، به خانه بازگشت و چون حليمه بر آنچه گذشته بود ، آگاه شد بيمناك گرديد كه مبادا دچار جنون شده باشد پس او را نزد مادرش باز گردانيد . آمنه كه ديد ، حليمه با آن همهء شوقى كه به نگهدارى او داشت ، اينك او را باز آورده است ، حيران شد و سبب پرسيد حليمه واقعه باز گفت . آمنه گفت : به خدا سوگند من بر او بيمناك نيستم . آنگاه بسيارى از دلايل كرامات خداوند را در حق او بشمرد .
هامش
[ ( 1 ) ] شحنه . [ ( 2 ) ] زراخ . [ ( 3 ) ] ناظره . [ ( 4 ) ] خصضه .