مىگويند جن او را كشت و شاعرشان در اين باب سرود :
قد قتلنا سيد الخزرج سعد بن عباده * و ضربناه بسهمين فلم نخطئ فواده
اما پسرش قيس ، پس از پدر نام آور شد و در بسيارى از فتوحات اسلام تاثير داشت . او از ياران على بود و در جنگهاى او با معاويه شركت داشت . و او بود كه چون على [ ع ] از جهان برفت و معاويه به سبب تشيعش به او كنايه زد گفت : اى معاويه اكنون چه مىانديشى ؟
به خدا سوگند دلهايى كه با آنها به تو كينه مىورزيديم همچنان در سينههاى ما هستند و شمشيرهايى كه با آنها با تو مىجنگيديم ، بر دوشهاى ما هستند . قيس بن سعد ، از سخاوتمندان و نيز از تنومندان عرب بود . گويند كه چون بر اسب مىنشست پاهايش بر زمين كشيده مىشد .
چون يزيد بن معاويه به حكومت رسيد و ستم و جور آشكار كرد و از حق ، به جانب باطل گرايش يافت - و آن واقعه معروف است - انصار را عرق ديندارى بجنبيد و چون به مكه رفتند و با عبد اللّه بن الزبير بيعت كردند و بر گرد عبد اللّه بن حنظله [ 1 ] الغسيل ( غسيل الملائكه ) بن زيد گرد آمدند . و ابن الزبير عبد اللّه بن مطيع بن اياس را بر مهاجرين فرماندهى داد .
يزيد ، مسلم بن عقبة المرى را بر سر آنان فرستاد . دو سپاه در حره - حرهء بنى زهره به يك ديگر رسيدند . شكست در انصار افتاد و لشكر يزيد از آنان كشتار بسيار كردند . گويند در اين روز از مهاجران و انصار جمعى كشته شدند كه هفتاد تن آنها از بدريان بودند . عبد اللّه بن حنظله نيز در شمار كشتگان بود . و اين يكى از گناهان كبيرهء يزيد بود . از آن پس حكومت اسلامى نيرومند شد و دولت عرب گسترش يافت . مهاجران و انصار در مرزهاى دور ، در عراق و شام و اندلس و افريقيه و مغرب پراكنده شده به جهاد مشغول شدند ، جمع فرزندان قيله هم پريشان گرديد و سرزمين يثرب به ويرانى گراييد و خود نيز با امتهايى كه از صحنه روزگار برافتادند ، از ميان رفتند . و تلك امة قد خلت . لها ما كسبت و لكم ما كسبتم . و اللّه وارث الارض و من عليها و هو خير الوارثين . لا خالق سواه ، و لا معبود الا اياه . و لا خير الاخيره و لا رب غيره و هو نعم المولى و نعم النصير و لا حول و لا قوة الا باللّه العظيم و صلى اللّه على سيدنا محمّد و على آله و صحبه و سلم و الحمد للّه رب العالمين .
هامش
[ ( 1 ) ] حنظلة بن عبد اللّه .