تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
ميان آنان و مهاجرين و انصار بسته بود ، نقص كردند و براى منازعت با آن حضرت ، همدست شدند و خداوند به پيامبرش فرمان داد كه با آنان مقابله كند . رسول خدا نيز هر طايفه از آنان را از پى طايفه‌اى ديگر به محاصره مىافكند . اما بنى قينقاع ، آنان بر روى مسلمانان شمشير كشيدند و يك مسلمان را كشتند اما بنى النضير و بنى قريظه ، خداوند برخى از آنان را بكشت و از شهر بيرون نمود . واقعه بنى النضير بعد از احد و بعد از بئر معونه اتفاق افتاد . رسول خدا ( ص ) نزد آنان آمد تا در باب ديهء آن مرد عامرى كه او را عمرو بن اميه كشته بود ، از آنان يارى جويد و او نمىدانست كه آنان را با رسول خدا ( ص ) پيمان است . ما در آتيه در اين باب سخن خواهيم گفت - چون پيامبر نزدشان آمد قصد آن كردند كه به خدعه و مكر او را به قتل رسانند . پيامبر ايشان را در محاصره گرفت تا مجبور به جلاى وطن شدند و از اموال خود هر چه را اشتران بتوانند كشيد ، بردارند جز سلاح‌هايشان را . از آن پس بنى النضير ، بعضى به خيبر رفتند و بعضى در ميان بنى قريظه . اما بنى قريظه در غزوهء خندق با قريش همدست شدند و چون مسلمانان پيروز شدند رسول خدا ( ص ) بيست و پنج شب آنان را در محاصره گرفت تا به فرمان او گردن نهادند ، تا آنگاه كه اوس از آنان شفاعت كرد و گفتند كه اينان را به ما ببخش چنان كه بنى قينقاع را به خزرج بخشيدى . رسول خدا ( ص ) ، سعد بن معاذ را كه مجروح در مسجد بود حكم قرار داد . او در جنگ خندق مجروح شده بود ، سعد آمد پيامبر ( ص ) پرسيد دربارهء اينان چه حكم مىكنى ؟ سعد گفت : اى رسول خدا ، گردنشان را بزن و زن و فرزندشان را به اسارت ببر و پيامبر گفت ، چنان كه خداوند از فراز هفت آسمان حكم كرده بود . آنگاه همه را كشتند و شمارشان ميان ششصد تا نهصد تن بود . پس از حديبيه ، در سال ششم به جانب خيبر روان شد . خيبريان را در محاصره گرفت و به جنگ آنجا را بگشود و يهود را گردن زد و زنانشان را اسير كرد صفيه ، دختر حيى بن اخطب در ميان اسيران بود . پدرش با بنى قريظه كشته شده بود . صفيه زن كنانة بن الربيع بن ابى الحقيق بود . او را محمد بن مسلمه كشت چون خيبر گشوده شد ، صفيه را پيامبر ( ص ) براى خود برگزيد . و غنايم را از گندم و خرما ميان مردم تقسيم كرد . شمار سهم‌هايى كه اموال خيبر به آنها تقسيم شد ، هزار و هشتصد سهم بود از مردان و اسبانشان . هزار و چهارصد مرد بود و دويست اسب . سرزمين خيبر سه بخش بود : شق و نطاة و كتيبه . كتيبه به عنوان خمس به رسول خدا ( ص ) تعلق گرفت او نيز آن را ميان خويشاوندان و زنانش و ديگر مسلمانان و مستحقان تقسيم نمود . اهل خيبر به شيوهء مساقات در آنجا به كار پرداختند تا آنگاه كه عمر ( رض ) آنان را از آنجا براند . چون مكه در سال هشتم فتح شد ، پس از آن غزوهء حنين پيش آمد . رسول خدا ( ص ) غنايم را به ميان كسانى از قريش و ديگران تقسيم كرد تا دل‌هايشان را با اسلام الفت دهد .