تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
را كه در مكه آزار مىديدند ، فرمان آمد كه به برادران خود انصار در مدينه بپيوندند . مسلمانان دسته دسته به مدينه روان شدند و او خود در مكه ماند و همچنان منتظر فرمان بود . بسيارى از مسلمانان كه ابن اسحاق نام آنان را آورده ، به مكه مهاجرت كردند . از آن جمله بودند عمر بن الخطاب ( رض ) همراه برادرش زيد . ديگر طلحة بن عبيد اللّه و حمزة بن عبد المطلب و زيد بن حارثه و انيسه و ابو كبشه از موالى رسول خدا ( ص ) و عبد الرحمان بن عوف و زبير بن العوام و عثمان بن عفان ( رض ) . پس رسول خدا ( ص ) را فرمان آمد كه مهاجرت كند . ابو بكر ( رض ) همراه او بود . به مدينه وارد شد و در ميان قبيلهء اوس ، بر كلثوم بن مطعم بن امرؤ القيس بن الحارث بن زيد بن عبيد بن مالك بن عوف فرود آمد . سرور خزرج در اين ايام ، عبد اللّه بن ابى بن ابى سلول بود . ابى ، پسر مالك بن الحارث بن عبيد بود نام مادر عبيد سلول بود . و عبيد پسر مالك بن سالم بن غانم بن عوف بن غانم بن مالك بن النجار بود . براى عبد اللّه بن ابى تاجى ترتيب داده بودند و بنا بر آن بود كه هر دو حى اوس و خزرج او را بر خود پادشاه سازند كه بدين طريق شكست خورد . زيرا فرزندان قيله همه به اسلام گرويدند ، و او ، از اين امر كينه به دل گرفت چون مىخواست در ميان مسلمانان نامى از او بوده باشد ، اين بود كه هر چند بيعت كرد ، ولى همواره راه نفاق مىپيمود و ما در اين باب سخن خواهيم گفت . سرور اوس در اين ايام ، ابو عامر عبد [ 1 ] عمرو بن صيفى بن النعمان يكى از بنى ضبيعة بن زيد بود . چون ديد كه قومش به اسلام گرويده‌اند ، از شدت بغض كه به اين دين داشت ، به مكه گريخت و چون مكه گشوده شد ، به طائف گريخت و چون طائف فتح شد ، به شام گريخت و در آنجا بمرد . رسول خدا ( ص ) در خانهء ابو ايوب انصارى بماند تا آنگاه كه خانه‌ها و مسجدش را بساختند . از آنجا به خانهء خود نقل فرمود . مهاجران به دو پيوستند و اسلام ساير افراد اوس و خزرج را فرا گرفت . اينان را از آن روز كه به يارى دين خدا برخاسته بودند ، انصار ناميدند . آنگاه بر ايشان سخن گفت و اندرزشان داد و ميان مهاجران و انصار نامه‌اى نوشت و در آن با يهود مصالحه كرد و با ايشان پيمان بست كه دين و اموالشان تحت شروطى در امان باشد و اين نامه را ابن اسحق آورده است ، در آنجا ديده شود . پس نبردهايى ميان رسول خدا ( ص ) و قومش درگرفت و اين غزوات همچنان از پى يك ديگر بود ، تا به پيروزى رسول خدا ( ص ) منتهى شد و ما در بيان احوال او از آنها سخن خواهيم گفت . انصار در همه جا پايدارى كردند . بسيارى از اشراف و مردانشان در راه خدا و جهاد با دشمنان او به شهادت رسيدند . در اين اثناء يهود پيمانى را كه رسول خدا ( ص )
هامش
[ ( 1 ) ] ابو عامر بن عبد .