تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
را به خدمت خود بپذيرد . زباء نيز او را گرامى داشت و از نزديكان خود نمود . چون قصير دريافت كه اعتماد زباء را به خود جلب كرده است از او خواست تا به جانب عراق به تجارتش بفرستد . زباء خشنود شد و مالى و اشترى چند به او داد . قصير به عراق آمد و عمرو بن عدى را در حيره ديدار كرد . عمرو ، نيز كالايى كرامند ، آن سان كه زباء را خرسند سازد ، با او روانه ساخت . چون قصير با آن مال بيامد اعتماد زباء به دو افزون شد . دفعهء سوم كه قصير نزد زباء باز آمد چند تن از مردان كارزار كه عمرو بن عدى نيز در ميان آنان بود در جوال‌ها پنهان شده بودند . پس قصير پيش آمد و زباء را به بازگشت به كاروان و آوردن آن همه طرائف بشارت داد . زباء بيرون شد و از آن همه بار كه بر اشتران نهاده بودند ناخشنود شد . چون كاروان به ميان شهر رسيد ، اشتران را خوابانيدند و مردان بيرون آمدند عمرو به جانب نقب دويد و بر در آن بايستاد و مردان ، شمشير در اهل شهر نهادند . زباء به جانب نقب دويد ، عمرو را بر در نقب ، ايستاده ديد . عمرو شمشيرى بر او زد و او را بكشت و هر چه توانست از شهر به غارت برد و بازگشت . طبرى گويد : عمرو بن عدى از ميان پادشاهان عرب نخستين كسى است كه حيره را منزلگاه ساخت و نخستين كسى است از ملوك عرب در عراق كه مردم حيره نام او را در كتاب‌هاى خود يافته‌اند و به دو انتساب جويند . و ايشان پادشاهان آل نصر هستند . عمرو بن عدى همچنان بر تخت پادشاهى بود تا در سن صد و بيست سالگى مرگش در رسيد . پادشاهى خودكامه و يكتا بود . جنگ‌ها كرد و غنايم بسيار به دست آورد نه او متعرض ملوك الطوائف مىشد و نه ايشان متعرض او ، تا آنگاه كه اردشير پسر بابك با مردم پارس بيامد . طبرى گويد : ما وقايع جذيمه و خواهرزاده‌اش عمرو بن عدى را در اينجا آورديم و حال آنكه ايشان را دولتى نيرومند نبود . بلكه طوايفى بودند در حدود مخاليف كه هر باريكى چون همسايهء خود را غافل مىيافت ، بر او مىتاخت و دستبردى مىزد و از بيم آنكه مباد آنچه را كه ربوده است ، از او بستانند ، روى در گريز مىنهاد . تا آنگاه كه عمرو بن عدى بر سر كار آمد و او و اعقابش بر اعرابى كه در عراق و باديهء حجاز زندگى مىكردند ، سرورى يافتند و پادشاهان ايران تا پايان حكومتشان آنان را به امارت آن نواحى مىگماشتند . سرگذشت آل نصر و حكام و واليان ايران بر عرب مشهور است و در كنائس و اشعارشان ثبت است . هشام بن الكلبى گويد : من اخبار عرب و انساب ايشان و انساب آل نصر بن ربيعه و سالهاى عمرشان و نيز كسانى از ايشان را كه از سوى كسراها حكومت داشتند و همچنين تاريخ نسبشان را از كتاب‌هايشان در حيره ، استخراج مىكردم . ابن اسحق گويد كه : سبب حركت آل نصر به عراق ، خوابى بود كه ربيعة بن نصر ديد و دو كاهن يعنى شق و سطيح آن را تعبير كردند و در آن آمده بود كه ، حبشه بر يمن غلبه