عمرو بن فهم ، با جماعتى از قوم خود بودند . همچنين حيقار [ 1 ] بن الحيق بن عمير [ 2 ] بن معد بن عدنان با همهء قنص [ 3 ] . آنگاه غطفان بن عمرو بن طمثان [ 4 ] بن عوذ مناف [ 5 ] بن يقدم اقضى [ 6 ] بن اياد بن . . . ارقص بن صبيح بن الحارث بن افصى بن دعمى و نيز زهير بن الحارث بن شلل [ 7 ] بن زهير بن اياد ، به آنان پيوستند . اينان در بحرين گرد آمدند و سوگند خوردند كه در آنجا بمانند و چون تن واحد در برابر حوادث بايستند ، اين اجتماع و سوگند خوارى در زمان پادشاهان ملوك الطوائف بود كه سرزمينشان اندك بود و دولتشان پراكنده و بسا بر يك ديگر نيز ، دست غارت مىگشودند . چندى بعد ، اعراب بحرين را هواى عراق در سر افتاد و طمع در آن بستند كه بر عجمان غلبه يابند يا با آنان در آن سرزمينها مشاركت جويند . بدين سبب اختلافاتى را كه در ميان ملوك الطوائف بود مغتنم شمردند و رؤسايشان هم رأى شدند كه به سوى عراق روانه شوند . نخست حيقار بن حيق با جمعى از قنص [ 8 ] بن معد با مردم ديگر ، به جانب عراق به راه افتاد . در سرزمين بابل تا موصل با قومى از بنى ارم بن سام برخورد كردند . اينان را در دمشق پادشاهى بود و بدين سبب بود كه دمشق را ارم مىگفتند و اينان ، از بقاياى اعراب نخستين بودند . در آن ايام كه اينان به نواحى عراق آمدند ، بنى ارم را در نبرد با ملوك الطوائف يافتند . پس ايشان را از سواد عراق براندند و از آنجا به بازماندگان قنص تاختند . اينان به قول نسبشناسان مضربه عمرو بن عدى بن ربيعه ، جد بنى منذر منسوبند . و حماد راويه - چنان كه خواهيم گفت - چنين مىگويد .
آنگاه مالك و عمرو ، پسران فهم و پسر مالك ، پسر زهير از قضاعه و غطفان بن عمرو و صبح بن صبيح و زهير بن الحارث از اياد با جمعى از غسان و هم سوگندان آنان به انبار درآمدند و چنان كه گفتيم ، همه از تنوخ بودهاند . اينان بر بنى ارم غالب آمدند و آنان را از حدود سواد براندند . از پى ايشان نمارة بن قيس و نمارة بن لخم و نجده از قبايل كنده فرا رسيدند و در حيره فرود آمدند و آنجا را وطن خود ساختند . مدتها ، ساكنان انبار و حيره بدين حال بودند ، و سر به فرمان عجمان نياوردند تا آنگاه كه اسعد ابو كرب بن ملكيكرب [ 9 ] بر آنان بگذشت و جمعى از ناتوانان سپاه خود را در آنجا بر جاى نهاد و در ميان آنان از هر قبيله چون جعفى و طى و تميم و بنى لحيان - از جرهم جمعى را سكونت بخشيد .
بسيارى از تنوخ بين حيره و انبار كه همچنان در حال بدويت و چادرنشينى بودند در سرزمينهاى ميان حيره و انبار ، فرود آمدند . اينان به شهرها داخل نمىشدند و با مردم آميزشى نداشتند . اين گروه از اعراب را ، اعراب ضاحيه مىخواندند . نخستين كسى از ميان آنان كه در عصر ملوك الطوائف سرورى يافت ، مالك بن فهم و بعد از او برادرش ، عمرو بود و پس از او
هامش
[ ( 1 ) ] خفتار .
[ ( 2 ) ] عمرو .
[ ( 3 ) ] قفص .
[ ( 4 ) ] لطمان .
[ ( 5 ) ] عبد مناف .
[ ( 6 ) ] يعدم بن دعمى .
[ ( 7 ) ] اليل .
[ ( 8 ) ] قفص .
[ ( 9 ) ] تبع .