نيست ، روانه دارند و او بىهيچ آزرمى ، آنان را كشتار كند ، چنان كه هيچ اثرى از آنان بر جاى نماند . بختنصر گفت : من نيز چنين انديشهاى دارم . پس به جانب اعراب روان شد و در ميان ايله و ابله سواران و پيادگان خود را مستقر ساخت . اين خبر به گوش اعراب جزيرة العرب رسيد ، سپاهى براى رويارويى با او گرد كردند .
بختنصر ، نخست قبايل عدنان را منهزم ساخت ، سپس باقى را تار و مار كرد و به بابل بازگشت . آنگاه همهء اسيران را گرد آورد و در شهر انبار سكنى داد و از آن پس نبطيان با آنان درآميختند .
ابن كلبى گويد : چون بختنصر به نبرد با عرب فرمان داد ، نخست بفرمود تا همهء اعرابى را كه به قصد بازرگانى در كشور او آمده بودند ، دستگير سازند و همه را در ناحيهء حيره جاى داد .
آنگاه خود با سپاهيان خويش بر سر آنان رفت . برخى از قبايل عرب به فرمان او گردن نهادند ، طلب بخشش نمودند . بختنصر آنان را در سواد ، بر سواحل فرات جاى داد و آنان در آن مكان براى او لشگرگاهى ساختند و آنجا را انبار ناميدند . سپس آنان را به حيره روانه ساخت ، و تا بختنصر زنده بود در آنجا مىزيستند ، چون بختنصر بمرد ، به انبار بازگشتند .
طبرى گويد : چون تبع ابو كرب ، در ايام اردشير بهمن ، به عراق سپاه آورد ، از كوههاى طى گذشت و به انبار آمد و از انبار بيرون آمد و شب هنگام به جايى رسيد كه آن را نمىشناخت و حيران بماند از اين رو آن مكان را حيره ناميدند . تبع ، همچنان به راه خود مىرفت تا جماعتى از ازد و لخم و جذام و عامله و قضاعه را در آنجا بگمارد . آنان در آن سرزمين وطن كردند و بناها برآوردند . مردم ديگر از طى و كلب و سكون و اياد و بلحارث [ 1 ] بن كعب ، به آنان پيوستند ، و در همانجاى بماندند . و نيز گويند - و اين از قول اول نزديكتر به واقع است - كه تبع ، با سپاه عرب بيرون شد تا در حوالى كوفه راه گم كرده متحير شدند . ناتوانان كه با او بودند ، در آنجا بماندند ، و آنجا را حيره ناميدند . چون تبع بازگشت و ديد كه جمعى در آنجا مكان گرفتهاند ، آنان را به حال خود واگذاشت . در آن جمع از قبايل هذيل و لخم و جعفى و طى و كلب و بنى لحيان از جرهم نيز ، بودند .
هشام بن محمد گويد : چون بختنصر بمرد ، كسانى كه در حيره مسكنشان داده بود به انبار نقل كردند جمعى از فرزندان اسماعيل و معد نيز با آنان بودند . پس فرزندان معد افزون شدند و براى دست يافتن به زاد و توشه ، به جانب يمن و مشارف شام روى آوردند . قبايلى چند به بحرين رفتند . در آن ايام در آنجا ، قومى از ازد سكونت داشتند . اينان به هنگام خروج مزيقيا از يمن ، در بحرين فرود آمده بودند و از جمله جماعتى هم از عرب كه از تهامه آمدند ، چون مالك و عمرو ، پسران فهم بن تيم اللّه بن اسد بن وبرة بن قضاعه و برادرزادگانشان ، مالك بن زهير و فرزند
هامش
[ ( 1 ) ] در اصل : حرث .