تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
ديد كه فرنسيس كشتىهاى جنگى خود را براى باز پس گرفتن بيت المقدس آماده مىسازد و سه تن از پادشاهان فرنگان با سپاهيان خود ، در آن حمله با او همدست شده‌اند . اين سه عبارت بودند از دوك و نيز [ 1 ] با كشتىهاى جنگى خود پر از سربازان . او پيرمردى نابينا و روشن رأى بود . و مركيس سردار فرنسيس و كنت دوفلاندر [ 2 ] كه از همه بزرگتر بود . فرنسيس فرمان داد نخست به قسطنطينيه بروند تا ميان خواهرزادهء خود و عمويش پادشاه روم را به صلاح آورند . چون به بندر قسطنطينيه رسيدند عموى او با سپاهى بيرون آمد و با آنان جنگ در پيوست ولى از آنان شكست خورد و بگريخت و جمعى از مردم را به قتل آورد و آتش در شهر زد . مردم به آتش پرداختند و كودك ، ياران خود را به شهر درآورد و فرنگان نيز با او به شهر درآمدند ، شهر را تصرف كردند و كودك را بر تخت شاهى نشاندند . اما دست به ستم گشودند و اموال توانگران را مصادره كردند و اموال كنائس را بربودند . روميان را كارد به استخوان رسيد كودك را بند برنهادند و عم او را فرا خواندند و بر خود پادشاه كردند . در اين حال فرنگان آنان را در محاصره افكند . روميان از سليمان پسر قليچ ارسلان ، امير قونيه و بلاد روم در شرق خليج يارى خواستند . در شهر ، گروه كثيرى از فرنگان بودند . پيش از آنكه سليمان فرا رسد ، در شهر قيام كردند و آتش در شهر زدند . چون مردم به فرو نشاندن آتش مشغول شدند ، دروازه‌ها را گشودند و فرنگان داخل شدند و هشت روز قتل و غارت كردند . چنان كه شهر به زمينى بىحاصل بدل گرديد . روميان به كنيسهء بزرگ شهر يعنى اياصوفيا [ 3 ] پناه بردند . آنگاه جماعتى از كشيشان و اسقفان و راهبان با انجيل و صليب بيرون آمدند ، ولى مهاجمان همه را كشتند و هيچ عهد و پيمانى را رعايت نكردند . پس آن كودك را از پادشاهى خلع كردند و ميان سه نفرشان قرعه زدند ، قرعه به نام كنت دوفلاندر كه از ديگران بزرگتر بود ، درآمد . او را بر قسطنطينيه و سرزمين‌هاى مجاور آن ، پادشاه كردند و جزاير درون دريا را چون اقريطش و رودس و جز آن دو را ، به دوقس بنادقه دادند و بلادى را كه در مشرق خليج بود ، به مركيس سردار فرنسيس واگذاشتند . چندى بعد يكى از بطريق‌هاى روم ، به نام لسكرى ، قيام كرد و فرنگان را از آنجا براند و آن ناحيه در دست او بماند . آنگاه بر قسطنطينيه غلبه يافت نام اين بطريق ، ميخائيل بود . در كتاب مؤيد امير حماة ، آمده است كه او نخست در يكى از دژها اقامت جست . سپس بر قسطنطينيه حمله آورد و آنجا را تسخير كرد . فرنگان بر كشتىهاى خود سوار شدند و گريختند . روميان او را به شاهى برگزيدند و او پادشاه پيش از خود را به قتل آورد . و در سال ششصد و هشتاد و يك ، بمرد . منصور قلاون امير مصر و شام با او پيمان صلح بست . گويد كه : بعد از او پسرش ماند و ملقب به دوقس ، به حكومت رسيد و همه به لسكرى ملقب بودند .
هامش
[ ( 1 ) ] دوقس بنادقه . [ ( 2 ) ] كيدفليد . [ ( 3 ) ] صوفيا
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 274 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى