تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
گفت به شرطى كه باژ و ساو بپذيرند . روميان سرباز زدند . كسرى شش سال ديگر آنان را به محاصره افكند و اين افزون بر آن هشت سال بود ، كه پيش از اين گفتيم ، تا آنجا كه گرسنگى مردم را از پاى درآورد . هراكليوس از روى خدعه گفت كه خراج مىپذيرد تا شايد راهى باز شود و خوردنى و اموال گرد آورد و مدت را شش ماه معين كرد و كسرى به كشور خود بازگشت . ولى هراكليوس پيمان بشكست و برادر خود قسطنطين را در قسطنطينيه به جاى خود نشاند و با پنج هزار مرد جنگى از روم به ايران روان شد و كشتار بسيار كرد و خرابى به بار آورد . و فرزندان ابرويز ، از مريم ، دختر موريكيوس را به نام قباد و شيرويه از او بستد و به حلوان و شهر زور تا مداين و دجله پيش رفت و به ارمينيه بازگشت . چون به نزديكى قسطنطينيه رسيد ابرويز كسرى به كشور خود باز آمد و آنجا را ويران يافت و اين نشان ضعف و ناتوانى كشور ايران بود . هراكليوس در نهمين سال پادشاهىاش براى گردآورى مال بيرون شد . عامل دمشق ، منصور بن سرحون را طلبيد ، او عذر آورد كه اموال را براى كسرى فرستاده است . هراكليوس او را به شكنجه كشيد تا صد هزار دينار از او بگرفت و او را در كار خود ابقاء كرد سپس به سوى بيت المقدس روان شد ، يهود نخست هديه‌اى نزد او فرستادند و امان يافتند سپس اسقف‌ها و راهبان به او گفتند كه يهود در كنيسه‌ها چه كرده‌اند و چقدر از نصارى كشته‌اند . هراكليوس فرمان قتل آنان را داد و همه را كشتند جز كسانى كه در جائى پنهان شده بودند ، يا به كوه‌ها و بيابان‌ها گريخته بودند هراكليوس سپس فرمان داد تا كنيسه‌ها را از نو بسازند . در سال دهم پادشاهىاش ، اندرسكون بطرك يعقوبى ، به اسكندريه آمد . و در مدت شش سال ديرهاى ويران را از نو بنا كرد و چون مرگش فرا رسيد بنيامين را به جاى خود معين كرد . او سى و هفت سال زندگى كرد و بمرد . ايرانيان در اين ايام مصر و اسكندريه را گرفتند . هراكليوس از بيت المقدس به مصر رفت و آنجا را تصرف كرد و ايرانيان را بكشت . و فوس ( ؟ ) را كه امانى بود به اسكندريه فرستاد او ميان مقام بطركى و حكومت جمع آورد . بنيامين بطرك ، در خواب شخصى را ديد كه مىگويد : برخيزد و پنهان شود تا خشم پروردگار بگذرد . او پنهان شد . هراكليوس برادرش مينا را دستگير كرد و مىخواست تا اعتقاد نامهء خلقدونيه را بپذيرد ، ولى او امتناع كرد . پس او را در آتش بسوخت و جسد او را به دريا افكند . پس هراكليوس پس از آنكه از دمشق و حمص و حماه و حلب مال فراوان گرد آورد ، به قسطنطينيه بازگشت و به آبادانى بلاد پرداخت . تا آنگاه كه در سال سيصد و پنجاه و هفت از پادشاهى ديوكلسين ، عمرو بن العاص مصر را فتح كرد و براى بنيامين بطرك امان نامه نوشت و او به كرسى خود بازگشت ، پس از آنكه سيزده سال از آن دور بود . ابن عميد گويد : در سال يازدهم پادشاهى هراكليوس برابر با نهصد و سى و سه اسكندرى و ششصد و چهاردهء مسيحى تاريخ به سال هجرى منتقل شد .