تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
خود خواست تا زخريا را به او ببخشد ، كسرى نيز چنين كرد . و او را با قطعهء صليب به مريم بخشيد . چون شام از روميان تهى شد و ايرانيان براى تسخير قسطنطينيه روان شدند و مسيحيان قدس و الخليل و طبريه و دمشق و قبرس با يك ديگر ميعاد نهادند و بيست هزار تن گرد آمدند به جانب صور ، كه چهار هزار تن يهودى در آنجا ساكن بود ، روان شدند ، تا آن را به تصرف آورند . بطرك شهر ، مسيحيانى را كه در شهر بودند دستگير كرد و بند بر نهاد . يهوديان شهر را در محاصره گرفتند و كنيسه‌هاى خارج شهر را ويران ساختند . بطرك نيز يهوديانى را كه دربند داشت يك يك سر مىبريد و سرها را از باروى شهر فرو مىافكند تا به پايان آمدند . در اين حال كسرى از سوى قسطنطينيه بازگشت و يهود را از صور براند . ابن عميد گويد : در سال چهارم پادشاهى فوكاس [ 1 ] قيصر ، يوحناى رحيم ، بطرك اسكندريه و مصر شد . او ملكى بود و از اين رو او را رحيم مىگفتند كه بخشنده و نازكدل بود . در اسكندريه براى بيماران ، بيمارستانى تأسيس كرد ، چون از آمدن ايرانيان خبر يافت با بطرك اسكندريه به قبرس گريخت . و در سال چهارم ولايت خود در آن ديار بمرد . كرسى ملكىها در اسكندريه هفت سال خالى بود . در ايام پادشاهى فوكاس قيصر ، براى يعقوبيان اسكندريه بطركى به نام انسطانيوش برگزيده شد . او دوازده سال در آن مقام بماند و هر چه از كنيسه‌هاى يعقوبيان را ملكىها گرفته بودند ، باز پس ستاند . اثناسيوس ، بطرك انطاكيه ، به شادمانى انتصاب او ، با هدايا و تحف نزد او آمد . انسطانيوش نيز با اسقف‌ها و راهبان به استقبالش رفت . اثناسيوس چهل روز در نزد او بماند و بازگشت . انسطانيوش پس از دوازده سال كه در آن مقام بود در سال سيصد و سى از پادشاهى ديوكلسين درگذشت . چون محاصرهء قسطنطينيه به دست ابرويز به درازا كشيد و مردم را در تنگنا افكند ، و در آن شهر هيچ خوردنى نماند بطرك‌ها در علوقيا ( ؟ ) جمع شدند و كشتىهاى پر از ارزاق ، با هراكليوس [ 2 ] يكى از بطريق‌هاى روم به آنجا فرستادند . مردم شادمان شدند و به هراكليوس گرايش يافتند . هراكليوس عليه پادشاه به توطئه پرداخت و گفت سبب همهء اين فتنه‌ها ، فوكاس بوده است . مردم بر فوكاس شوريدند و او را كشتند و هراكليوس را به شاهى برداشتند و اين در سال نهصد و بيست و دو اسكندرى بود ، ابرويز از قسطنطينيه به سوى كشور خود بازگشت . هراكليوس بعد از او سى و يك سال و نيم به قول مسبحى و ابن راهب ، سى و دو سال به قول ابن بطريق پادشاهى كرد . پادشاهى او برابر با سال اول هجرت بود . اوروسيوس مىگويد سال نهم . و او را هراكليوس پسر هراكليوس پسر انطونيوس [ 3 ] ناميده است . چون هراكليوس به پادشاهى رسيد ، نزد ابرويز كس فرستاد و خواستار صلح شد . كسرى
هامش
[ ( 1 ) ] قوقاص . [ ( 2 ) ] هرقل . [ ( 3 ) ] انطونيش .